این روزهای سرد زرد

بگذار كه گم شوند

                       اين روزهاي سرد زرد

بگذار كه نيست شوند

                     اين نغمه هاي درد

 

 

عزاي چه را گرفته اي اي دوست

                 وقتي ميان ماه و مه

                   من و تو

                                   سرگردان دو صد پنداريم

                                  كه يكيش راه به سرمنزل مقصود ندارد

 

زندگي واژه بي مقداري است

كه در شعر من و تو

مثل گردي كه زمان با خود مي آرد

                                      مي نشيند آرام

                                       روي عكسي كه به ديوار دل خويش

                                                                               آويخته ايم!

 

آسمان ابري چشمانت

آسمان ابري بود

نگاه تو ولي ابري تر

رنگ باران زيبا بود

رنگ چشمان تو اما زيباتر

 

 من به سرچشمه احساس بشر راه نمي بردم

اگر از چشمه چشمان تو سيراب نمي شد چشمانم

پلك بر هم نزني اي كاش

تا كه سرگشته و حيران نشود باز دلم

ابر غصه نكشد روزی

بر صورت ماه تو نقاب

که جهان بار دگر غرق شود در تاریکی

 

 با همه پژمردگي و نوميدي

نور چشم تو اگر باز بتابد بر من

باران نگاه تو اگر باز ببارد

در كوير دل بي حاصل من

باز هم اميد به روييدن گلها باشد

 

همدم و مونس هر لحظه من

ياد چشم تو و گرماي نگاهت

با كه گويم چه بهاري

در خانه كوچك خود

در دل سوز زمستان دارم

خونه دار و بچه دار زنبيل رو بردار بيار وايسو تو صف هزار متر زمين فقط نوبت رو رعايت كن

يكي از مواردي كه جديدا ديدم توي رسانه ها و سايت ها و شبكه هاي ماهواره اي خيلي بحثش داغ شده و بعضا در موردش بحث كارشناسانه! مي كنن بحث هزار متر زمين براي هر خانواره

راستش بعضي از حرفا اونقدر ابلهانه و چرته كه حتي ارزش شنيدن رو هم نداره چه برسه به بازگو كردن و تفكر كردن در موردش چه برسه به اينكه ديدم بعضي از شبكه ها حتي به بررسي علمي اين گفته ها هم پرداختن كه مثلا اينقدر زمين اصلا در ايران وجود داره يا نه؟ و حتي يكيشون مي گفت كه كارشناسان اقتصاد و مسكن گفتن فلان! مثلا گفتن مسكن مهر بخاطر دور بودن از شهرها شكست خورده و حالا آيا اين زمينها به شهر نزديك خواهند بود؟!!!!!!!!!

واقعا كه بعضي ها چقدر ساده و ابله هستند!!!!!!!! تازه اين به كنار يك عده اي مي پرسن اين طرح از كي شروع خواهد شد؟!!!!!!!!!!! يا چگونه و با چه راهكاري اجرايي خواهد شد

راستش من تنها جوابي كه به اين افراد مي تونم بگم اينه كه اين طرح هم اجراش به روش اجراي طرح يك ميليون براي هر كودك و يا طرح توزيع سهام عدالت خواهد بود يعني به روش زير اجرا خواهد شد:

اول هر خانوار بايد ثبت نام كرده و فرم پر كنه و ... بعد از دو سال ميگن خوب حالا هر خونوار 1 ميليون بريزه به حساب تا يه سند بهش بديم فقط اين سند 10 متر زمين خواهد بود و فعلا هم غير قابل استفاده و غير قابل مشاهده و لمس!!!!!! ولي با گذشت هر سال 5 متر به زمينتون اضافه ميشه و البته بايد ماهي 200 هزار تومن هم بريزين به حساب به اين ترتيب بعد از گذشت 198 سال اون خونواده صاحب 1000 متر زمين خواهد بود البته به شرطي كه خونواده مورد نظر هنوز زنده و پابرجا باشن و در اين 198 سال هيچوقت قسطاشونو دير نريخته باشن به حساب

قحط الرجال كه ميگن يعني همين؟

حتما اين خبر رو خوندين كه ذوالنور گفته راي به احمدي نژاد انتخاب بين افسد و فاسد بود!

http://aftabnews.ir/vdcaaon6i49nu01.k5k4.html

با خوندن اين اظهار نظر آدم ناخودآگاه از خودش مي پرسه يعني واقعا توي اين مملكت با جمعيت بالاي 70 ميليون نفر يك نفر آدم درست پيدا نميشه كه شوراي نگهبان 4 نفر فاسد و افسد و فتنه گر و اجنبي رو تاييد صلاحيت كرده و بقيه رو حذف؟ اگه بهتريناشون اينا بودن واي به حال بقيه پس؟!!!

يا اينكه اصولا شوراي نگهبان چيكارس تو اين مملكت؟ مگه نه اينكه وظيفش اينه كه با نظارت استصوابيش جلو كانديد شدن افراد فاسد رو بگيره؟ پس چجوريه كه هر كسي رو كه تاييد كرده براي انتخابات رئيس جمهوري، فاسد و فتنه گر و .. بوده؟

آیا باور به تناسخ با خداباوری در تعارض است؟

        بيشك تناسخ يكي از دغدغه هاي فكريه كه بسياري از افراد بشر در طول زندگي بهش فكركرده و اين سوال براش پيش اومده كه آيا واقعيت داره يا خير؟ آيا واقعا پيش از اين من در قالبي ديگر در اين  دنيا زندگي كرده ام ؟ و آيا بعد از اين ... و بسياري آيا هاي ديگر

     اثبات موضوع تناسخ شايد تقريبا غير ممكن باشه و من هم در اين پست بدنبال اثبات اين موضوع نيستم ولي موضوع اينه كه بسياري افراد تناسخ رو مساوي خداناباوري و كفر مي دونن مثل روحانیون زمان گالیله كه گشتن زمین به دور خورشید رو كفر می دونستن ولی من هیچ تعارضی نمی بینم

     ببینین این سوال اگه نگم برای 100 درصد برای 99 درصد انسانها در زندگیشون پیش اومده كه اگه خدا عادله پس این چه عدالتیه كه یك نفر باید در خونه ای با پدر و مادر عاقل و عالم و مومن و درستكار به دنیا بیاد و كسی دیگه در خانه ای كه پدرش معتاد یا جانی و خلافكاره و مادرش با عرض پوزش هرجایی و كافر و اهل همه خطایی یا این چه عدالتیه كه یكی شاهزاده و دیگری گدا زاده بشه؟ یا خیلی سوالای دیگه

    من در اين پست بدنبال اثبات اين موضوع هستم كه اولا تناسخ با ايمان به خدا و حتي باور به دينهاي آسماني هيچ تعارضي نداره و حتي مي تونه به عنوان جنبه اي از عدالت خدا هم مطرح بشه چرا كه با به دنيا آمدن چندباره در قالب جنسيت، نژاد، طبقه اجتماعي، رنگ پوست، وضعيت سلامتي و جسمي و عقلي و با زندگي در جوامع گوناگون با باورهاي مختلف، انسان بهتر مورد آزمايش قرار گرفته و قابليتهاي بالقوه  خودش رو بيشتر بروز داده و مطمئنا بيشتر و بهتر به كمال مي رسد.

ادامه نوشته

ديوار حسرت

مرا درياب

مرا درياب اي دوست

كه در تنهايي خود

تو را تنها

تنها تو را

به شام آخر عشقي كه مي دانم

كه مي داني كه فرجامي ندارد

باز مي خوانم

 

تو از من روي بر گرداندي

بيا بنگر كه من بي تو

كه من بي عشق

چسان در چاه تنهايي گرفتارم

 

ببين با مرگ در يك بسترم امروز

نگاهت را ولي من بازهم

 ميان قابي از احساس دلتنگی

براي يادگار روزهاي تا ابد خاموش

به ديواري كه از حسرت براي خويش مي سازم

به ياد روزهاي با تو بودن باز مي آويزم

حباب قيمت طلا و لاف اندر غريبي دولت مردان

بعد از مدتها از روز 16/2/90 چند روزي طلا در بازار جهاني افت كرد و بالطبع در بازار ايران هم

اما جالب اينجاست كه باز هم طبق معمول يكي از مسئولين دولتي جو گير شده و در صبح روز 19/2/90 با راديو داشت مصاحبه مي كرد و باد در غبغب انداخته بود و مي گفت بله ما 3 هفته پيش گفتيم حباب قيمت طلا رو ميشكنيم و همين كار رو هم كرديم حالا اونايي كه مي رفتن پولاشونو مي دادن طلا ال ميشن و بل ميشن و ... و چقدر از خودشون و توانمندي پياده سازي سيساتهاشون و موثر بودن سياستهاشون و اينكه بازار كامل دستشونه و ... داشت لاف مي زد.

بلافاصله پس از تموم شدن حرفاي ايشون و با باز شدن بازارها قيمت جهاني طلا باز روند صعودي رو پيش گرفت و همين دو روزه ( 19 و 20 ارديبهشت) طلا مجددا ركورد زد و از سقف قبلي هم عبور كرد

از اون آقاي جوگير هم اين دو روزه هيچ خبري نيست نه ديگه مصاحبه مي كنه نه شرايط به وجود اومده رو حاصل سياستهاي دولت اعلام مي كنه و نه هم ...

بن لادن مرد اما حماقت همچنان زنده است

بن لادن ملعون هم سقط شد و رفت لا دست بقيه ملعونين اما يكي از جالب ترين بخشهاي گزارشات اينه كه در اون خونه زني بوده كه بن لادن ازش به عنوان سپر انساني استفاده كرده تا ولو چند دقيقه ديگه هم شده به اين دنيا بچسبه و به بهشتي كه با وعدش خيلي از جوونارو با بمب هاي انتحاري تركونده بود، نره!

واقعا كه آدم چارشاخ مي مونه وقتي مي بينه يه سري جوون و بيشتر نوجون اونقدر احمقن كه مي يفتن دنبال اين هرزه ها و از اونها بت مي سازن و با چند تا حرف مفت و وعده بهشت ميرن بمب به خودشون مي بندن و خودشون رو مي تركونن كه برن به بهشت! حتي يك لحظه هم اون احمق به ذهنش نمي رسه كه اگه بعد از تركيدن بمب بلافاصله آدم رو مي بردن تو اون بهشتي كه توصيفشه و ... كه همين ملاعمر و بن لادن و ... ناكس اصلا به ماها فرصت نمي دادن، خوب اول از همه خودشون بمب مي بستن خودشونو مي تركوندن

واقعا كه انسان كي مي خواد از حماقت نجات پيدا كنه و بفهمه كه هيچ كسي عاقل تر از خودش نيست هيچ كسي بهتر از خودش صلاحش رو نمي دونه هيچ انساني داراي نور آسماني و فره و هاله و ... نيست و هيچ انساني هم نظر كرده خدا نيست كه پاشي عقلت رو كامل قفل كني و بيفتي دنبالش تا تو رو توي هر چاهي كه خواست بندازه

همه انسان ها از هر نظر برابرند اين رو همه ادييان هم گفتن ولي باز يه عده احمق پا ميشن مي يفتن دنبال يك كون نشسته اي كه اين مقدسه، كه اين از غيب خبر داره، كه اين فلانه اين بمانه و من احمق بايد زندگيمو بدم دست اين چون ...

واقعا بشر كي مي خواد به اين سطح ساده و معموملي از فهم و شعور برسه

 

ديكتاتور خونخوار سوریه ديروز حرمت نماز جمعه رو هم نگه نداشت و فرمان آتش بر روي مردم بي گناه رو صادر كرد و 17 نفر از برادران مسلمونمو صادر كرد. ولي يك عده اي مدعي دين و دينداري لالموني گرفتن! جدا كه

محمدرضا سرشار و صادق هدايت

راستش من پيش از اين براي محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) احترام خيلي زيادي قائل بودم كه البته شايد به قول يكي از دوستان، اين احترام از عدم شناخت كافي ناشي ميشد. به هر صورت از الان و از اين به بعد ديگه واقعن نمي تونم احترامي براش قائل باشم. حتما مي پرسين چرا؟ آخه خدايي ببينين در مورد صادق هدايت چه جوري (مصاحبه با ماهنامه فرهنگ عمومی) صحبت كرده:

آقا نظرشون اين بوده كه هدايت نويسنده گلخانه اي بوده و آثارش «تقلیدی کاملا ناقص و دست و پا شکسته از داستان غربی» است.

حتي در جايي از مصاحبه هدايت فردي بي سواد دانسته كه نسبت به ادبيات داستاني كهن ايراني آشنايي نداشته!!! و نوشته هاي او را پر از غلطهاي آشكار عنوان مي كنه

اين موارد رو هم خودتون بخونين و خون خونتون رو بخوره:

سرشار، بوف کور هدایت را حتا از یک نوشته زین العابدین رهنما پایین تر دانسته، نتیجه گیری می کند هدایت نویسنده اي گلخانه اي بوده يعني «عناصر غیر ادبی مختلفی جمع شدند تا هدایت را هدایت کنند که اولین آن ها همان راديوي استعماري بي بي سي و ... بود.

رئیس انجمن دولتی قلم ایران آنگاه داستان های کوتاه هدایت را بجز داش آکل «غیرقابل خواندن» خوانده و در مورد «داش آکل» هم حدس می زند که «هدایت داستان را جایی شنیده است»!!!!!

 

 

حقيقت اينه كه انتقاد يك چيزه و لجن مال كردن چيزه ديگه اي كه كار سرشار چيزي نيست جز لجن ماليدن بر چهره هدايت كه از پس سالها هر روز درخشنده تر از قبل ميشه

توصيفاتي كه بكار رفته را ببينيد: نويسنده گلخانه اي- بيسواد- فاقد دانش در مورد داستانهاي كهن ايراني- آثارش تقليد ناقص و دست و پاشكسته از آثار غربيهاست- نوشتهايش پر از غلط است- اغلب آثارش غير قابل خواندن است- داش آكل را حتما جايي شنيده و نوشته خودش نيست- شهرت او نه حاصل استعداد خودش كه حاصل تبليغات بي بي سي بوده

واقعا اگر آثار هدايت فاقد ارزش ادبي است و بدتر از آن غير قابل خواندن  پس چرا اجازه چاپ بدون سانسور اين آثار داده نميشه؟ چرا همون چاپهاي پر از سانسور و يا چاپهاي خيلي قديمي اينقدر خواننده داره و پر طرفداره؟

اصلا به فرض كه كسي كتابي نوشته كه ارزش ادبي و هنري نداره و حتي غير قابل خوندنه و خواننده هم نداشته باشه آيا اين مجوز اين ميشه كه ما هر اهانتي كه دلمون خواست به طرف بكنيم؟ مجوز اين ميشه كه بيسواد بخونيمش؟...

در مورد بيسوادي و عدم اطلاع هدايت از آثار كهن هم خدارو شكر همه كسايي كه شناخت محدودي از هدايت دارن مي دونن كه هدايت از معدود ( واقعا معدود) فارسي زباناني است در دوران معاصر كه زبان و خط پارسي پهلوي مي دونست و چند كتاب پهلوي را به زبان پارسي امروزي برگردوند.

واقعا كسي كه ادعاي ادب و نويسندگيش ميشه چرا بايد با اينهمه كين و بغض و بدتر، بي ادبي و اهانت در مورد يكي از نويسندگان بزرگ (اگه نگيم مفاخر ) معاصر صحبت كنه و نظر بده؟