تفرقه اندازی به چه دلیل؟

عصر روز دوشنبه(روز شهادت حضرت فاطمه) براي خريد داشتم مي رفتم به مركز شهر (بندرعباس) توي مسير ديدم كه هيئتي از زنان و مردان سياه پوش و بعضا پا برهنه، نوحه خون دارن ميرن به سمت سيد مظفر و جووناي زيادي جلوي ماشين، موتور و افراد پياده رو ميگيرن و پوسترهايي رو به اونا ميدن. توي همين مسير دو تا از پوسترها هم نصيب تاكسي ما شد. اما پوستر چي بود؟ در مورد حضرت فاطمه بود و با خط درشت روش نوشته بود:

ابوبكر در زمان مرگ گفت: اي كاش پهلوي حضرت فاطمه را نمي شكستم

اين در حالي است كه سني ها اصلا اين روايت پهلو شكستن و اين چيزا رو اصلا قبول ندارن و من با يكيشون كه حرف مي زدم ( دو سه سال پيش) حتي استدلالهاي جالبي هم داشت كه البته نه من الان يادمه نه موضوع صحبت ماست

حالا به هر صورت اين قضيه واقعيت داشته باشه يا نه كار نداريم چرا بايد در شهري كه نيمي از جمعيتش سني هستن بيان و همچين پوستري رو با همچين نقل قولي بدون توجه به اينكه طرف سني يا شيعس بدي دستش؟

فرض كنين اين پوستر رو بدي دست يه سني چي ميگه؟ غير از اينه كه چند تا فحش به شيعه ها ميده كه نسبت دروغ به خليفشون مي بندن؟ اين پوستر دست يه شيعه برسه چي؟ حتما چند تا لعنت غليظ ميفرسته به ابوبكر عمر و عثمان و هر چي سنيه غير از اينه؟

آيا نتيجه اين عمل چيزي غير از تفرقه اندازي بين مردم يك كشوره ؟ چيزي غير ايجاد يا افزايش كينه شيعه و سني نسبت به همه؟ ولي براي چي آخه؟ مگه تو این مملکت دائم دم از این زده نمیشه که شیعه و سنی باید اختلافات رو کنار بزارن و متحد باشند. مگه گفته نمیشه که این استکبار جهانی و دشمن و غرب و اسرائیل و... هستن که می خوان بین ما تفرقه بندازن و...

بگذريم خلاصه ما به مقصد رسيديم و من پياده شدم و بعد از خريد كردن از يك پاساژ در حالي كه دستم پر بود در مسير رفتن به يك بازار ديگه بودم كه ديدم دو تا جوون موتور سوار محاسن دار كه در كار توزيع پوستر بودن اومدن سمت من و يه يك پوستر سمت من دراز كردن منم كه دستم پر بود و مطمئنا پوستر رو كه نمي بردم بزنم به ديوار خونه پس نهايتش اين بود كه بايد مي رفت توي سطل آشغال پس گفتم آقا دستتون درد نكنه نمي خوام كه ديدم يارو در حالي كه صورتش بر افروخته شده با غيظ و تهديد برگشت گفت ضرررررر مي كني!

ديگه واقعا اعصابم  داغون شده بود برگشتم بهش گفتم لازم نكرده نگران ضرر كردن من باشي برو پوسترتو پخش كن

واقعا من نمي دونم چي تو مخ اين افراد مي كنن كه فكر مي كنن حضرت زهرا و اماما هم رفتارشون مثل خودشون بي منطق و پر از خشونته تا جايي كه اگر كسي پوسترشون رو نگرفت فوري به فكر انتقام بيفتن و بزنن دهن طرف رو سرويس كنن و زندگيشو به باد بدن در صورتي كه اين رفتار تنها از يزيد و معاويه مستكبر بر مي ياد كه هيچ چيز خلاف نظر و ميل خودشون رو بر نمي تابند نه از چهارده معصومي كه جلوه صفات بخشنده و مهربان خدا هستند

منتهايي كه بر سر ما مي گذارند

در ولايت ما ضرب المثلي دارند كه مي گويند فلاني هم عادت دارد قاشق خشك دهان ما بگذارد يعني دردي كه از ما دوا نمي كند هيچ منت هم بر سر ما مي گذارد 

تقريبا از قبل از عيد 89 بود كه تب استخدام آموزش و پرورش همه را گرفت و تبليغات بسيار زيادي روي اين موضوع شد كه دولت قرار است استخدام خيلي بزرگي در آموزش پروش برگزار كند و ثبت نام افراد از ارديبهشت ماه صورت خواهد پذيرفت.

نزديكاي ارديبهشت اعلام شد كه آموزش پرورش از طريق برگزاري آزمون قصد رسمي كردن بيش از بيست هزار معلم حق التدريسي را دارد. با شروع ارديبهشت ماه بالاخره پرده تئاتر استخدام آموزش و پرورش بالا كشيده شد و صحنه مشخص شد: استخدام 40 هزار نفر نيرو- شروع ثبت نام از 12 ارديبهشت- مبلغ واريزي 5 هزار تومان و ثبت نام از طريق اينترنت

خوب هر عقل سالمي در برخورد با قضيه رسمي كردن بيش از 20 هزار نفر و استخدام 40 هزار نفر به صورت يكجا آنمهم در شرايطي كه سالها بود وعده رسمي شدن حق التدريسيها بدون عمل مي ماند و استخدام عمده اي هم صورت نمي گرفت يه جورايي دچار شك ميشد

تا ديشب 15/2/89 كه از صدا و سيما اعلام شد در قضيه استخدام 40 هزار نفر، اولويت با حق اتدريسيهاست (و اگر جاي خالي ماند نفرات جديد استخدام خواهند شد)و به اين ترتيب كل سناريو هويدا شد!

اين موضوع را در نظر بگيريد كه بيش از 60 هزار نفر به صورت حق الندريسي در آموزش و پرورش در حال تدريس هستند و با اين حساب كه اولويت با آنهاست  ديگر جاي خالي اي نخواهد ماند!!! تنها برد با دولت بوده است كه از برنامه رسمي كردن حق التدريسها  بوغي تبليغاتي براي خود ساخته است كه 1- حق ااتندريسيها بالاخره به آرزوي رسمي شدن مي رسند 2- دولت 40 هزار نفر را استخدام مي كند(درحالي كه عملا استخدامي وجود ندارد فقط افرادي كه حق التدريسي كار مي كنند رسمي مي شوند) به علاوه پول هنگفتي از مردم ( 5 هزار تومان هزينه ثبت نام هر نفر)براي دولت جمع شده است.

خوب اگر دولت اولويت استخدام را به حق التدريسي ها داده است پس ديگر اين بازيها چيست اول مي رفت آنها را استخدام مي كرد بعد اگر جاي خالي مي ماند مي آمد اعلام استخدام مي كرد و ملت را به دردسر مي انداخت

ظاهرا دولت استاد تردستي است و عادت دارد در كلاه مردم  با سر و صداي بسيار زياد چيزي وارد كند و بعد در سكوت كامل چيزي ديگر كه اصلا انتظارش را نداشته اند را بيرون آورد

چند نمونه ديگر از اين سياست را در ذيل بخوانيد:

1-  قبل از عيد قضيه عيدي كارمندان مطرح  بود و اتفاقا در همين آموزش و پرورش، دولت با بالاترين حجم تبليغات اعلام كرد كه به دانشجويان دبيري كه تعهد داده اند نيز عيدي تعلق خواهد گرفت ولي نهايتا در حساب اين افراد چيزي واريز نمي شود و وقتي پيگيري مي كنند خيلي راحت به آنها گفته مي شود كه طبق تصميم دولت عيدي به آنها تعلق نمي گيرد به اين دليل كه آنها كارمند حساب نمي شوند و هنوز دانشجو هستند. در يك سكوت خبري مطلق و تنها منتي خشك و خالي بر سر انها گذاشته بوده اند!

2-  حتما به ياد داريد كه سال پيش موقع انتخابات  دولت به چه تكاپويي براي راي جمع كردن افتاده بود و با چه حجم بالايي از تبليغ حقوق بازنشسته ها رو افزايش داد و بعد از اينكه نيازش برطرف شد حقوقها را تا جا داشت پايين آورد(البته بدون اينكه هيچ جايي به صورت رسمي اعلام شود). در مورد ماليات حقوق كارمندان هم به همين ترتيب عمل شد معافيت مالياتي از 233 هزارتومان( اگر اشتباه نكنم) به 416 هزار تومان ارتقا يافت در يك تبليغ خيلي شديد به نفع دولت اما بعد از پايان يافتن قضايا و بدون اينكه جايي اعلام شود آرام آرام مبلغ مزبور پايين و پايينتر آمد. اگر متوجه نشده ايد  بايد به فيش حقوقيتان و مالياتي كه از شما كسر مي شود يك نگاه دقيقتري بيندازيد!

۳- در مورد همین انتخابات که بار منت کم نبود. یکی از عمده ترینهاش شاید هم راه آهن شیراز- اصفهان بود که آقا افتتاح کرد و یک عده ای را سوار قطار کردن و چند کیلومتر اونورتر با اتوبوس برشون گردوندن شیراز و حالا ما موندیم و ریلهایی که همین طور ول شدن توی بیابون به امون خدا بدون اینکه کوچکترین دردی از مردم دوا کنند و انبوه سرمایه ملی که برای این برنامه تبلیغی به دور ریخته شد و آیا تا حالا از هیچ دستگاه رسمی این قضیه عنوان شده؟ مسلما نه

۴- بر داشتن يارانه ها هم كه ديگر ماجرايي است كه با قيل و قالي كه مجلس و دولت به راه انداخته اند( بر سر تصاحب پولي كه از اين راه ذخيره مي شود) توجه مردم را از اصل قضيه دور نگه داشته اند در حالي كه بدون اعلام رسمي حذف يارانه ها وبدون اينكه هنوز ساز و كاري تصويب شده باشد و يا يارانه نقدي به كسي پرداخت شده باشد، نرخ بسياري از اقلام در حال افزايش است: من در جنوب كشور مشغول به كار هستم و امسال بعد از پايان يافتن تعطيلات عيد وقتي كه به منزل مراجعه كردم با قبض برق 43000 توماني مواجه شدم كه براي مصرف 1125 كيلو غير طبيعي مي نمود بعد از مراجعه به اداره برق، كارمند مزبور اعلام نمود كه سقف مصرف مجاز را دولت محترم زحمت كشيده و از 1200 كيلو (البته براي 3 فاز) به 800 كيلو تقليل داده اند و هر كس بيش از اين مصرف كند بسته به اضافه مصرف جريمه مي شود به صورتي كه هزينه برق من 17000 و جريمه ام 26000 هزار تومان شده بود. البته خوب طبيعي است كه دولت فهيم!!! ما هيچ دليل نديده بود كه از قبل اين كاهش سقف آنهم در اين حجم (50 درصد) را به اطلاع ملت برساند كه يك خاكي توي سرشان بريزند. همان روز من يك پيرمرد فقيري را هم در همان اداره سرگردان ديدم كه بدبختي از سر و رويش مي باريد ولي بيچاره قبض برق 75000 توماني برايش آمده بود كه البته بيش از 50 هزار تومان آن جريمه بود و بيچاره  نمي دانست با اين قبض چكار بكند. از كارمند كه پرسيدم با اين نرخها مردم بدبخت بايد چكار كنند؟ با خوش خيالي گفت: اين فقط مربوط به همين ماه بهمن و اسفنده چون سقف مصرف 800 كيلو براي  زمستونه و سقف مصرف بهار و تابستون 6000 كيلو خواهد بود و مشكلي براي روشن نگه داشتن كولرها نخواهد بود و من در دلم گفتم اي بيچاره كي باشد كه بخشنامه اش (خيلي يواشكي البته) برايتان بيايد كه سقف مصرف تابستان را 2000 حساب كنيد!!! البته من بعد از حساب و كتاب ديدم كه در صورت پرداخت 43000 تومان پول برق تا آخر ماه بايد به قرض كردن بيفتم همين بود كه قيد پرداختش را زدم

به اين موضع بيافزاييد گران شدن قيمت شير یارانه اي از 250 به 300 تومان را كه از هيچ مجراي دولتي و رسمي نيز اعلام نشد و تنها پس از اينكه اعتراضات بالا گرفت اعلام شد كه اين افزايش قيمت ربطي به حذف يارانه ها ندارد و تنها در جهت افزايش ميزان عرضه بوده است! يعني خدا به خير بياورد وقتي بخواهند يارانه را واقعا حذف كنند!!!

كسي نيست بپرسد آخر مگر شما يارانه نقدي به مردم داده ايد كه كالاهاي تا ديروز يارانه اي را امروز به اين ترتيب و بدون يارانه و  با احتساب جريمه به مردم بدبخت مي اندازيد؟

تحقيقم خوب چيزيه انصافا!

ما ايرانيها جدا تنبل و عاشق پخته خوري هستيم. اينترنت در اين مورد خوب به كمك ما اومده، اكثر ما اين حس بهمون دست داده كه ديگه نيازي به زحمت كشيدن نيست در هر موردي كه بخوايم خيلي راحت توي اينترنت سرچ مي كنيم و تموم.

دانشجوها كه هر تحقيقي استاد بهشون ميده: سرچ در اينترنت، كپي اولين مقاله يا مطلب پيدا شده، درج مطلب مزبور در صفحه ورد، پرينت و تمام. اين شده تحقيق و گزارش دانشجويان

در مورد وبلاگها هم همينطوره افتخار بعضيا اينه كه در دنيا ايران چهارمين كشور وبلاگ نويسيه ولي اكثر ما فقط دنبال پيدا كردن مطلب در وبلاگ ديگران و درج همان مطالب بدون كمترين تغييري در وبلاگ خودمون هستيم و گاهي اينكار بدون كوچكترين تحقيق در مورد ميزان حقيقت و درستي مطالب، انجام ميشه به اين چند مورد به عنوان نمونه توجه كنين:

1-    ميترا طاهري زيباترين مجري جهان: اين مطلب رو فكر نمي كنم كسي در ايران اهل اينترنت باشه و بهش برنخورده باشه. اكثر وبلاگاي ايراني اين مطلب رو درج كردند كه ميترا طاهري زيباترين مجري زن جهان در سالهاي 2005،2006 و 2007 ايرانيه و ساير داستانها در مورد سفرش به ايران و اينكه پدرش يا مادرش ايرانيه و يا اينكه فارسي بلده و ... كار به جايي كشيده كه حتي يكنفر وبلاگي به نام mitrataheri.blogfa.com راه انداخته حتي ايميل اين مجري رو هم براي اينكه شما بتوني مستقيم با اين خانوم در ارتباط باشين گذاشتن: mitra_taheri_usa@yahoo.com البته ايشون اونقد انصاف داشتن كه بنويسن ميترا توانايي خواندن و نوشتن فارسي ندارند(البته به اين معنا نيست كه نمي تونن فارسي حرف بزنن!) 

 در حالي كه همه اين مطالب تنها زاييده خيال يك وبلاگ نويس بوده كه چون مطلب جالب بوده، شده خوراك بقيه و .... اسم واقعي اين خانوم MELISSA THEURIAU هست كه هيچ ربطي به ميترا طاهري نداره. يك فرانسوي اصيل با پدر و مادر فرانسوي بدنيا آمده در فرانسه كه زبان فارسي هم نمي دونه

آخر آدرس ايميل ذكر شده براي ايشون USA هست. جالبه نه؟ خوب به فرض هم كه اين مجري فرانسوي واقعا اسمش ميترا طاهري بود، آخه چه دليلي داره يه فرانسوي كه اصليت ايراني  هم داره آخر آدرس ايميلش USA باشه؟!!

البته اين هم در آخر اين مطلب بگم كه يه نفر به اسم ميترا طاهري در امريكا زندگي مي كنه كه ما ايرانيها مي تونيم به وجودش افتخار كنيم. ايشون در زمينه مهندسي و دانش مواد دكترا دارن و در زمينه علمي خودشون در امريكا نسبتا معروف هستند، تحقيقات و مقالات زيادي دارند و جوايزي نيز برده اند. براي آشنايي بيشتر با اين دانشمند ايراني به اين آدرس برين: www.quantumtg.com/m_taheri.html

 ۲- نامه چارلی چاپلین به دخترش: نامه ای که اکثر ما در سایتهای اینترنتی و وبلاگها و یا شاید هم در مجلات حداقل یکبار خوندیم نامه ای سراسر احساس و پند و نصیحتهای آنچنانی که تحسین برانگیز ولی در حقیقت این نامه در سال ۱۳۴۵ توسط فرج اله صبا نوشته شده و در مجله روشنفکر نوشته میشه و بعدها تکذیب این نویسنده و حتی پسر چارلی چاپلین (مایکل که در سال ۱۳۸۰ مهمان جشنواره فجر بود) هم راه به جایی نبرد و هنوز که هنوزه خیلیها این نامه رو در وبلاگها و مجلاتشون به اسم نامه چارلی چاپلین به دخترش درج می کنند!

۳-   يكي از دوستانم برايم تعريف كرد كه يكبار از روي شوخي در وبلاگش مطلبي به اين شرح مي نويسد:

 "ديروز در يكي از روزنامه هاي ژاپني اين مطلب را خواندم(دوست من يك كلمه هم ژاپني بلد نيست): يك زوج ژاپني كه از نعمت بچه محروم بوده اند سالها دنبال يافتن راهي درماني براي بچه دار شدن خود بوده اند با اين وجود پس از مراجعه به دكترهاي متعدد و امتحان كردن داروها و روشهاي مختلف، نهايتا دست يافتن به آرزوي خود را محال يافته و تنها اميدشان به خدا باقي مانده بود. در چنين موقعيتي، يك شب مرد در خواب، مردي سبز پوش را مي بيند با محاسن كه قيافه و لباسش شبيه اعراب است و در خواب نام ايران را مي برد. مرد ژاپني موضوع را جدي نمي گيرد ولي اين اتفاق چند شب تكرار مي شود. مرد ژاپني پس از تحقيقاتي متوجه مي شود كه مقبره  مردي عرب كه ايرانيها برايش احترام زيادي قائل هستند در شهر مشهد ايران واقع شده. همراه زنش به اين شهر سفر كرده به زيارت مقبره مزبور رفته و معجزه مي شود و زنش بچه دار مي شود و هر دو اسلام آورده و اسم پسرشان را رضا مي گذارند. "

اين دوست ما در پايان گزارشش اين جمله را مي نويسد: با خودم گفتم واي بر مسلماني ما كه مرد و زن ژاپني در ارادت به ائمه و مخصوصا امام رضا از ما ايراني ها گوي سبقت را بربايند!

به علاوه ايشون براي اينكه گزارشش مستند هم به نظر برسه از طريق گوگل ايميج يه عكس بزرگ و خوانا از يك صفحه روزنامه ژاپني(شايدم چيني يا حتي كره اي) پيدا كرده و در وبلاگش آپلود ميكنه طوري كه ميشده نوشته ها رو بخوني و اگه واقعا كسي ژاپني بلد بود به راحتي مي فهميد كه مطلب داخل روزنامه هيچ ربطي به گزارش نوشته شده نداره

 ايشون چند روزي به اينترنت دسترسي نداشته و بعد كه مياد تا در وبلاگش موضوع رو تكذيب كنه و قضيه رو توضيح بده با تعجب مي بينه كه تعداد واقعا زيادي اظهار نظر شده و همه هم در تاييد كرامات مزبور و ارائه مثالهاي ديگري از اين دست... چرخي در اينترنت مي زنه و مي بينه كه اين مطلب عينا در چندين وبلاگ و سايت درج شده و بعضي جاها منبع خبرشون رو سايت معتبر شيعه آنلاين ذكر كرده اند و جالبتر اينكه بعضي از اين وبلاگا حتي عكس روزنامه مزبور رو هم بدون اينكه بدونن توش چي نوشته شده رو گذاشتن كنار مطلب

 به سايت شيعه آنلاين هم كه مراجعه مي كنه ميبينه بله مطلب ذكر شده و جمله نغز "با خودم گفتم واي بر مسلماني ما كه مرد و زن ژاپني در ايمان به ائمه و مخصوصا امام رضا از ما ايراني ها گوي سبقت را بربايند!" نيز در انتهاي مطلب اومده!

دوست من چند جا سعي مي كنه موضوع رو تكذيب كنه و بگه كه اين مطلب رو من از خودم ساختم ولي تنها چيزي كه نصيبش ميشه اينه كه شما يك آدم بي ايمان هستي كه مي خواي با انكار اين معجزه ايمان مردم رو تضعيف كني و حتي سايت شيعه آنلاين هم خطاب به ايشون و كسايي كه شايد تحقيقي كرده بودند يا از روزنامه ژاپني چيزي فهميده بودند نوشته بود: واقعا جاي تاسف داره كه بعضي از هموطنانمون سعي دارند ايجاد شك و شبهه در مورد كرامات امام رضا ....

بماند، خلاصه اينكه درسته كه اينترنت منبع خبر و اطلاعات و دانشه ولي هر چيزي هم توي اينترنت بود رو نبايد چشم بسته قبول كرد و يا طوطي وار تكرار و تكثير كرد.

شعر فارسی به کجا می رود؟

داشتم توي يكی از سايتهاي نسبتا معتبر شعر(http://www.vazna.com)، سروده اي از يك خانومي رو مي خوندم ولي هر چه بيشتر خوندم بيشتر ذهنم مغشوش شد و هر چه بيشتر سعي كردم سر و ته اين سروده رو يه جوري كنار هم بيارم كه شايد بتونم معني ای مقصودي هدفي كنايه اي چيزي از توش در بيارم كه بفهمم آخه شاعر چي ميگه يا سر و ته شعر كجاست تنها چيزي كه نصيبم شد گيجي بود و بس و هيچ معنا و مفهومي از اين شعر بيرون نيومد كه نيومد!

با نگاهي به اشعار خيلي از شعراي جديد در مي يابيم كه واقعا اينگار هنر شاعر رو در اين مي بينند كه چيزي بگه كه ديگران هيچي ازش نفهمن يا اينكه از اونم بدتر اصلا هر چه شعر بي معني تر شاعر هنرمندتر! البته استفاده از ترکیبات بی سر و ته و نقیض هم که دیگه اگه توی شعرتون نباشه که اصلا به سرودتون رو شعر حساب نمی کنن!

 و از اينجاس كه مي بينيم هر روز در شعرهاي اين افراد تركيباتي عجیب و غریب تر و صد البته بي معني تر داره  سر بر مياره

يه زماني مي گفتند شعر بايد در شما حسي و شوري بيافريند ولي شعر اين افراد چنان از تركيبات پيچيده و معاني در هم تنيده اي -كه در نهايت هيچ معني بخصوصي نميده - پر شده كه تنها حسي كه نصيب خواننده ميشه سردر گمي و انزجار از شعره!

 

البته اين دعوا مال امروز نيست از همون دهه 1320 و با ظهور يك نسل طلايي از شاعران دعوايي بود كه به سركرده گي شاملو و اخوان ثالث از يك طرف و فريدون مشيري و ديگران از طرف ديگه شروع شد. مشيري در اون زمان به ساده گويي و شاعر عوام بودن متهم ميشد ولي جواب مشيري اين بود كه اگه منظور از عوام مردمه بله من شاعر عوام هستم و شعرم رو فقط براي همين مردم ميگم و به همين دليل هم شعرم رو با زبوني ميگم كه مردم بفهمن – چرا بايد به زبوني شعر بگم كه تنها و تنها یک جمع محدود كه همه هم شاعرند بفهمند یا وانمود کنند که فهمیده اند؟

يادمه يك جايي در همين مورد باهاش مصاحبه كرده بودند و گفت همين آقاي منوچهر آتشي يك جورايي شاگرد خود من بود و شعرهاش زير نظر من در فلان مجله چاپ ميشد ولي امروز شعرايي ميگه كه حتي من هم نميفهمم چي ميگه!

البته و صد البته ثمره چنين شعرهايي كه تنها هنرشان سخت گويي است بر دل ننشستنه و ماندگاري نخواهند يافت.

اما بخشهايي از شعري كه من خوندم رو ببنين و قضاوت با خودتون:

 

برای تسلی این غروب لازم است

یکی مرا فرار کرده بود

با سرعتی که خون از درزهایم...

گفتی بپر

برنگرد

از من جلو بزن

شکل گفتن دارد از کلمات می‌افتد

قطر حروفی که زخم را اسلیمی نوشت

حلقه‌ای با مورخ و بسمل

و قصد ما برای خانه‌ای که...

 

 شعر بلند است پس انتهاي اين شعر را ببينيد و وسلام:

 حالا آسمان به هیچ بگیردم

زمین دارد در تن‌ام فرو می‌رود/ هنوز

دارم از تو بالا می‌روم

تا آدم شوم

خشکی مربعی کبود است

اندازه‌ی دو پای کبوتر

زبان مادری بغ‌بغ‌کنان

دور خودش می‌چرخد

می‌گردد و پر پر

می‌رقصد و بغ‌بغ


این کلاغ هم که...

سقوط ارزش ريال اجتناب ناپذير است

پيش از اين در گزارشي تحت عنوان" آنروز دور نخواهد بود" در همين وبلاگ كوشيده شد تا توضيح داده شود كه چرا با وجود ثروتي هنگفت به نام تفت و حتي با وجود افزايش قيمت آن در چند سال اخير چرا وضعيت معيشت و اقتصاد ايرانيان نه تنها بهتر نشده كه حتي بدتر نيز شده است.در گزارش مزبور توضيح داده شد كه عمده ترين دليل اين موضوع آنست كه با بالا نگه داشتن مصنوعي ارزش ريال در برابر ارزهاي خارجي، باعث آن مي شوند كه توليدات داخل گران و توليدات خارجي ارزان تمام شود و بعد مجوز صادرات آنهم با ارز دولتي به افرادي خاص داده مي شود و به اين ترتيب دلارهاي نفتي به جيب آنان كه بايد وارد شده و سهم مردم ايران مشتي جنس چيني مصرفي مي شود تا روزي كه نفتي باشد و توليد و اشتغال نابود...حال در ادامه گزارش مزبور موارد ذيل را مرور مي كنيم:

 

لطفا به ادامه مطلب برويد...

ادامه نوشته

حذف تاريخ

ـ آیا میدانید : حذف بخش هخامنشيان از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟

ـ آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟

 

ـ آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟

ـ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند

ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . *

ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان
۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد

ـ آیا میدانید : كوروش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد **

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید *

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد *

ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

قوانين مورفي

تا حالا چيزي در مورد قوانين مورفي شنيدين؟

بچه كه بوديم يادمه يه كارتوني پخش مي شد كه يكي از شخصيتا خيلي بد بين بود و هر مورد بدي كه براي گروه اتفاق مي افتاد با يه لهجه مخصوص و جالب مي گفت من از اولشم مي دونستم! حكايت قوانين مورفي هم مثل همون شخصيت كارتونيه

قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه."

قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كنيد:

1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!

2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!

3- همه چيز در حال بدتر شدن است!

4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.

5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

 

ادامه نوشته