آشوبهای لندن

آشوباي انگليس رو حتما خبر دارين كه به اوج خشونت خودش رسيده البته خشونتي كه تا الان فقط از طرف آشوب طلبا اعمال شده و ساختمان هاي زيادي به آتش كشيده شدند و فروشگاههاي زيادي هم غارت و به شدت تخريب شدند پليس لندن هم تا اونجايي كه اخبار نشون ميداد و داد مردم انگليس هم در اومده بود عين ماست وايساده بودند و فقط نگاه مي كردند و جلوي آشوبگران رو نمي گرفتند اونوقت تصور كنين توي همچين وضعي وزارت خارجه ايران برداشته به دولت انگليس پيام داده كه از اعمال هرگونه خشونتي عليه معترضين بپرهيزه!

بابا لامصب اينا دارن شهر رو به آتيش مي كشن توي پارك آب بازي كه نمي كنن، وسط خيابون چاقو بدست آدم هم نمي كشن كه پليس وايسه نگاه كنه دارن شهر رو به آتش مي كشن اونوقت شما بياي توصيه كني از اعمال خشونت عليه اينا بپرهيزيد! تازه پليس هم كه كاري به كارشون نداره كم مونده بره كمكشون هم بكنه كه بنده خداها خسته نشن از اينهمه آتش افروزي و غارت

حالا بماند كه يك دهم هر كدوم از اين اتفاقا توي هر كشور ديكتاتوري اي كه اتفاق افتاده بود تا الان چند صد نفر كشته شده بودند و چند هزار نفر دستگير و ...

آیا باور به تناسخ با خداباوری در تعارض است؟

        بيشك تناسخ يكي از دغدغه هاي فكريه كه بسياري از افراد بشر در طول زندگي بهش فكركرده و اين سوال براش پيش اومده كه آيا واقعيت داره يا خير؟ آيا واقعا پيش از اين من در قالبي ديگر در اين  دنيا زندگي كرده ام ؟ و آيا بعد از اين ... و بسياري آيا هاي ديگر

     اثبات موضوع تناسخ شايد تقريبا غير ممكن باشه و من هم در اين پست بدنبال اثبات اين موضوع نيستم ولي موضوع اينه كه بسياري افراد تناسخ رو مساوي خداناباوري و كفر مي دونن مثل روحانیون زمان گالیله كه گشتن زمین به دور خورشید رو كفر می دونستن ولی من هیچ تعارضی نمی بینم

     ببینین این سوال اگه نگم برای 100 درصد برای 99 درصد انسانها در زندگیشون پیش اومده كه اگه خدا عادله پس این چه عدالتیه كه یك نفر باید در خونه ای با پدر و مادر عاقل و عالم و مومن و درستكار به دنیا بیاد و كسی دیگه در خانه ای كه پدرش معتاد یا جانی و خلافكاره و مادرش با عرض پوزش هرجایی و كافر و اهل همه خطایی یا این چه عدالتیه كه یكی شاهزاده و دیگری گدا زاده بشه؟ یا خیلی سوالای دیگه

    من در اين پست بدنبال اثبات اين موضوع هستم كه اولا تناسخ با ايمان به خدا و حتي باور به دينهاي آسماني هيچ تعارضي نداره و حتي مي تونه به عنوان جنبه اي از عدالت خدا هم مطرح بشه چرا كه با به دنيا آمدن چندباره در قالب جنسيت، نژاد، طبقه اجتماعي، رنگ پوست، وضعيت سلامتي و جسمي و عقلي و با زندگي در جوامع گوناگون با باورهاي مختلف، انسان بهتر مورد آزمايش قرار گرفته و قابليتهاي بالقوه  خودش رو بيشتر بروز داده و مطمئنا بيشتر و بهتر به كمال مي رسد.

ادامه نوشته

ديوار حسرت

مرا درياب

مرا درياب اي دوست

كه در تنهايي خود

تو را تنها

تنها تو را

به شام آخر عشقي كه مي دانم

كه مي داني كه فرجامي ندارد

باز مي خوانم

 

تو از من روي بر گرداندي

بيا بنگر كه من بي تو

كه من بي عشق

چسان در چاه تنهايي گرفتارم

 

ببين با مرگ در يك بسترم امروز

نگاهت را ولي من بازهم

 ميان قابي از احساس دلتنگی

براي يادگار روزهاي تا ابد خاموش

به ديواري كه از حسرت براي خويش مي سازم

به ياد روزهاي با تو بودن باز مي آويزم

بزرگی را در خود بیاب

بزرگترين محدوديت ها، حدودي است كه انسان بر خويشتن تحميل مي كند. حد و مرزهاي ذهني ات را بگستر تا حد و مرزهاي زندگيت را بگستري

 

خواستن مايه بقاي انديشه هايت است. راه كامروا شدن خواستن شديد است.

 

به خاطر داشته باش كه لازم نيست هميشه و همه جا بار مشكلاتت را بر شانه هايت حمل كني

 

تصويري كه از خودت داري به شكلي ناهوشيارانه به تقديرت تبديل مي شود.

 

آدمي بازتاب انديشه هايي است كه در ذهن ناهوشيارش گرد آمده است.

 

بسياري به خود مي گويند هنوز فرصت دارم بعدا به اينكار مي پردازم. آنگاه پيري فرامي رسد و مي بينند كه هنوز كاري نكرده اند.

 

افراد حواس پرت در زمان حال نيستند.ربه گونه اي زندگي مي كنند گويي در خواب هستند. ذهنشان از خطاها و شكستهايشان و از ترسهاي آينده آكنده است.

 

چيزها همانقدر مهم هستند كه ذهنت آنها را مهم بدانند. فقط چيزي را نگهدار كه فراسوي گذر زمان است.

آسوده باش و ساکت اما ذهنت رو باز نگهدار ...
ادامه نوشته