قهوه تلخ در مسير ملال

با شروع توزيع سي دي هاي  سريال قهوه تلخ با اين وعده از طرف مهران مديري روبرو شديم كه با طنزي متفاوت از آنچه تاكنون كار مي كرده است طرف خواهيم بود

با شروع اولين قسمت اما شروعي را از سريال ديديم كه شباهت عجيبي به شروع سريال شب هاي برره داشت جالب تر اينكه شخصيت شروع كننده در هر دو سريال هم يك نفر بود (سيامك انصاري)  شايد از نظر گريم و شخصيت پردازي سعي شده بود اين سريال قدري متفاوت باشد ولي متاسفانه با جلو رفتن سريال با روندي كه در بسياري از كارهاي قبلي مهران مديري كار شده بود روبرو شديم. همان شوخي ها، اتفاقات و روابط  تكراري  كه بسياري را از قبل ميشد پيش بيني كرد

از قسمت 20 به بعد كه آنچنان همه چيز تكراري و ملال آور شد كه مديري هر چند قسمت يكبار پاي يك شخصيت جديد را به سريال باز كرد تا هر كدام از اين شخصيت هاي جديد با بيوگرافي، شخصيت، لهجه و گويش، ويژگي ها و حتي ادا اطوارهاي عجيب و غريب خود هيجاني تازه ايجاد كرده و سريال را به اندازه چند قسمت به جلو ببرند.

از همه حرص در كن تر و خسته كننده تر، ادا و اطوارهاي بي مزه و لوس نقش بلوتوث است كه البته شايد در چند قسمتي كه تازه وارد شده بود جذاب هم بود اما بعد از اين مدت واقعا ديگر غير قابل تحمل شده است

شايد بخش عمده اين قضيه به  نداشتن يك سير داستاني قوي( كه همچون نخي كه از بين مهره هاي تسبيح مي گذرد ) بر مي گردد. سير داستاني قوي اي نيست كه اين شخصيت هايي كه گاهي فكر مي كني واقعا از آسمان وسط داستان فرود آمده اند را به هم متصل كند و هر كسي ساز خودش را مي زند

سريال آنقدر متلاشي و بي سر و ته شده كه به عنوان نمونه من قسمت هاي 32 و 33 را نديدم و مستقيم از 31 به سراغ 34 رفتم و حتي به قدر ذره اي احساس نكردم كه چيز مهمي را از داده ام!!!

 

از قسمت 30 به بعد هم كه ديگر آب بستن به سريال كاملا مشهود است انگار مديري قسم خورده است كه به هر ترتيبي شده 90 قسمت را بسازد حال قضيه هر چقدر هم كه لوث شود مهم نيست ظاهرا

انقلاب مصر

من نمي دانم چرا يك عده اي اصرار دارند كه قيامهاي مردمي اخير در كشورهاي عرب را به زور به انقلاب 57 ايران بچسبونن و بگن اينا همه انقلاب اسلاميه

در مورد تونس كه همه مي دونن كه اين صرفا انقلاب گرسنه ها بود.

در مورد مصر هم آخه اين چه انقلاب اسلاميه كه همون اول اولش روحانيون الازهر فتواي غير شرعي بودنش رو دادن ؟ همون جمعه بعدالظهر هم كه اخوان المسلمين اطلاعيه داد گفت اين انقلاب مردم مصر است نه انقلاب اسلامي ديروز هم ( يكشنبه) با مبارك نشستن سر يك ميز براي مذاكره

تازه جديدا هم كه البرادعي ادعا كرده كه يكي از روحانيون بلند پايه بهش گفته شما بايد توبه كنيد چونكه با ولي امر كه آقاي مباركه مخالفت كردين!!! خوب اگه از نظر روحانيون مصر مبارك ولي امره پس با اين حساب اين انقلاب ضد اسلامي ميشه نه اسلامي!!!؟

به به آقایون بفرمایین تحویل بگیرین

برادران مسلمونتون خوب حقتون رو گذاشتن کف دستتون

حالا هی پول نفت رو از حلق مردم این کشور دریغ کنین و ببرین بریزین تو شیکم اینا

جدا که حقتون بیش از اینم نیست

طبق گزارش خبر آنلاين مردم فلسطين در اعتراض به دخالتهاي ايران در امور داخلي فلسطين اقدام به برگزاري راهپيمايي كردن و عكس احمدي نژاد رو هم به آتش كشيدن

http://www.khabaronline.ir/news-126677.aspx

چادر مرگ

فرياد را ميان جاده تب دار

به دار سكوت آويخته اند

تمامي انسانها

در وحشتي غريب ميهمان مرگ شده اند

و بوي لجن

زمين را به استفراغ انداخته است

 

كرمها از گوشت فاسد انسان تغذيه مي كنند

و مرگ ميان نوع بشر به دنبال شريك مي گردد

 هيچكس به ريسمان باور و عشق آويزان نيست

و تلنگري به بلور خاطره هاي كودكي نخواهد خورد

 

حلقه هاي دار از پي هم خالي و پر مي شوند

و تمام سطح زمين از استفراغ پر است

و ارتفاع زندگي از ديوار مرگ پست تر شده

و واژه هاي مرگزا را به رنگهای زیبا آراسته اند

و مرگ، مرگ و باز هم مرگ

و شادي از زمين رخت بر بسته

 

خورشيد به رنگ قهوه اي تيره

و آب به رنگ زرد متعفن

لغمه ها به خون آغشته است

و مرگ، بي امان در روح درماندگي هر نسل تكثير مي شود

 

زمين به اندازه آز انسان گرسنه است

و اينگونه است كه زمين بر سفره انسان سير نخواهد شد

و مرگ از پي مرگ خواهد آمد

و تختهاي سلطنت بر مناره اي از سرهاي بي گناه استوار خواهند شد

طلوع دوباره

چشمهايم را ميان قاب پنجره مي آويزم

به شروعي دوباره مي انديشم

و تورا

و ياد تورا

در دخمه تاريك زمان

جايي ميان باور يك شب

چال مي كنم

 

من سالها گريخته ام

با حسرتي هميشگي كه مرا تا پاي گور مي برد

راستش نمي دانم كه چرا چلچله ها

با واژه هاي تازه غريبه اند

و تكرار را از پي هم

در گوش كر شده روزگار فرياد مي زنند

 

من چلچله نيستم

من هر غروب را در عرياني يك مرگ مي بينم

و طلوع را بارش بي امان زندگي

و بهار باني پيوندي است كه تا ابد گل افشان است

و تكرار ناپذير

فوتبال هميشه بازنده

تيم ملي هم باخت

با يك بازي افتضاح و زشت هم باخت

البته ما سالهاي ساله كه به اين ناكامي ها عادت كرديم و حقيقتش از اولي هم كه اين رقابتها شروع شد من كه خيلي اميدي بهش نبسته بودم به همين دليلم نه از اين بازي اتفض شوكه شدم نه از اين باخت، ديوونه

حقيقت اينه كه دوره آقايي فوتبال ايران در آسيا درست مثل دوره آقايي خود ايران سالهاي ساله كه گذشته

گذشت اون زماني كه ما حرف اول آخر آسيا رو مي زديم و 3 بار قهرمان آسيا مي شديم آره گذشت هركي باورش نمي شد بهتره هرچه زودتر با واقعيت كنار بياد

وقتي كه فوتبال رو افراد غير فوتبالي، بي تخصص، بي لياقت، بي عرضه و حتي بي غيرت اداره مي كنن انتظار بيشتر از اين رو هم نبايد داشته باشيم

حالا فقط بايد ببينيم اين آقايوني كه اين چند روزه همه جا خودشونو نشون مي دادن و سعي مي كردن خودشون رو يه جورايي به اون 3 برد مقدماتي بچسبونن بازم آفتابي ميشن يا اينكه بازم باخت بچه بي صاحبه!!!