چرخه حماقت

مطئنا تاكنون نامه هايي به دستتون رسيده كه با جملاتي مثل اين شروع ميشه:"اين نامه براي خوش شانسي شمافرستاده شده است" و اگر ظرف مدت فلان مقدار زمان از اين نامه تكثير كنين و در اختيار ديگران قرار بدين خبر خوشي به شما خواهد رسيد و يا پول كلاني به شما خواهد رسيد ولي اگر اين چرخه را بشكنيد و نامه را تكثير و ارسال نكنيد بلايي به سر خود و يا خانواده تان خواهد آمد. بعد هم چند اسم را براي شما ذكر مي كنند كه با ارسال نامه پول كلان بدستشان رسيده و عده اي ديگر را نام مي برد كه با شكستن اين چرخه بلايي سرشان آمده و در آخر شما را مي ترساند از اينكه مبادا اين چرخه را بشكنيد

يادم است بچه كه بوديم مدتي در شهرمان كاغذي با دعايي نوشته بر رويش باب شده بود به همين منوال كه بايد 40 نسخه از آن كپي مي گرفتي و بدست ملت مي دادي اين دعا را ذآنقدر كپي گرفته بودند كه ديگر تقريبا معلوم نبود واقعا بر آن چه نوشته شده است

من در همان عالم بچگي ( با ذهن دايي جان ناپلئوني بار آمده ام) فكر مي كردم اين توطئه كساني است كه دستگاه كپي دارند و از اين راه نان مي خورند و اين بازي را راه انداخته اند كه بازارشان سكه شود. حال اصل قضيه چه بود و پشت قضيه چه برنامه اي نمي دانم

اما امروز در فضاي مجازي هم اين موارد بسيار باب شده و هر از چندي از طريق ايميل يا ساير راهها نامه هاي اينچنين بدست مي رسد و جالب اينكه براي مستند تر نشان دادن در اين نامه ها ذكر شده است كه اصل اين نامه در لندن موجود مي باشد!!!!!!! حال اين موضوع چه چيزي را قرار است ثابت كند من كه نفهميدم

حقيقت اينست كه چنين نامه هايي براي سر كار گذاشتن بقيه طراحي و ارسال مي شوند و جالب اينكه حماقت عده اي آنهم در قرن 21 باعث مي شود كه چرخه اي ايجاد شود كه سالهاي سال اين نامه ها دست به دست شوند

به هر صورت اگر فرد شيادي بخواهد ميزان حماقت را در جامعه اي بسنجد ميزان بازتكثير اين قبيل نامه ها در جامعه مورد نظر مي تواند ملاك خوبي باشد

و در اخر به اميد روزي كه انسان به چنان پايه حداقلي از فهم و آگاهي برسد كه ديگر چنين چرخه هاي حماقتي شكل نگيرد

فاصله بي پايان

بين ما ديواري است

به بلندي گويي

رفته تا عرش بلند

 

چشم در چشم هميم

دستهامان از هم

 اما

 به اندازه يك دنيا دور

فاصله ها را از سر راه

مي شود گاهي برداشت

فاصله بين من و تو

بي پايان است اما

ديو بي احساسي

وقتي ميان قاب خاطره گم شد

تصوير سالهاي دور

وقتي نشست گرد زمان

بر پيكر تمامي باورها

وقتي كه عشق

بار سفر به منزل نسيان كشيد

من ماندم و هزار سال بي كسي

من ماندم  و دردي که ماند بر دل

 

از من گريختي

اكنون منم كه گريزانم از خودم

ديوي كه در دلم آزاد كردي

هر لحظه با هزار حس غريب

 آزرده كرد روح مرا

 

من سالهاست كه به بي برگي انديشه

و به تنهایي دستان خودم باور دارم

مرده در من گويي احساس

مثل اين است كه سرچشمه گل آلود است

بر سر شاخه شعرم

روزگاریست نمي رويد جز خار

شعر من مثل خودم بي كس و تنهاست

من به تنهايي دستانم عادت دارم

این روزهای سرد زرد

بگذار كه گم شوند

                       اين روزهاي سرد زرد

بگذار كه نيست شوند

                     اين نغمه هاي درد

 

 

عزاي چه را گرفته اي اي دوست

                 وقتي ميان ماه و مه

                   من و تو

                                   سرگردان دو صد پنداريم

                                  كه يكيش راه به سرمنزل مقصود ندارد

 

زندگي واژه بي مقداري است

كه در شعر من و تو

مثل گردي كه زمان با خود مي آرد

                                      مي نشيند آرام

                                       روي عكسي كه به ديوار دل خويش

                                                                               آويخته ايم!

 

آسمان ابري چشمانت

آسمان ابري بود

نگاه تو ولي ابري تر

رنگ باران زيبا بود

رنگ چشمان تو اما زيباتر

 

 من به سرچشمه احساس بشر راه نمي بردم

اگر از چشمه چشمان تو سيراب نمي شد چشمانم

پلك بر هم نزني اي كاش

تا كه سرگشته و حيران نشود باز دلم

ابر غصه نكشد روزی

بر صورت ماه تو نقاب

که جهان بار دگر غرق شود در تاریکی

 

 با همه پژمردگي و نوميدي

نور چشم تو اگر باز بتابد بر من

باران نگاه تو اگر باز ببارد

در كوير دل بي حاصل من

باز هم اميد به روييدن گلها باشد

 

همدم و مونس هر لحظه من

ياد چشم تو و گرماي نگاهت

با كه گويم چه بهاري

در خانه كوچك خود

در دل سوز زمستان دارم

خونه دار و بچه دار زنبيل رو بردار بيار وايسو تو صف هزار متر زمين فقط نوبت رو رعايت كن

يكي از مواردي كه جديدا ديدم توي رسانه ها و سايت ها و شبكه هاي ماهواره اي خيلي بحثش داغ شده و بعضا در موردش بحث كارشناسانه! مي كنن بحث هزار متر زمين براي هر خانواره

راستش بعضي از حرفا اونقدر ابلهانه و چرته كه حتي ارزش شنيدن رو هم نداره چه برسه به بازگو كردن و تفكر كردن در موردش چه برسه به اينكه ديدم بعضي از شبكه ها حتي به بررسي علمي اين گفته ها هم پرداختن كه مثلا اينقدر زمين اصلا در ايران وجود داره يا نه؟ و حتي يكيشون مي گفت كه كارشناسان اقتصاد و مسكن گفتن فلان! مثلا گفتن مسكن مهر بخاطر دور بودن از شهرها شكست خورده و حالا آيا اين زمينها به شهر نزديك خواهند بود؟!!!!!!!!!

واقعا كه بعضي ها چقدر ساده و ابله هستند!!!!!!!! تازه اين به كنار يك عده اي مي پرسن اين طرح از كي شروع خواهد شد؟!!!!!!!!!!! يا چگونه و با چه راهكاري اجرايي خواهد شد

راستش من تنها جوابي كه به اين افراد مي تونم بگم اينه كه اين طرح هم اجراش به روش اجراي طرح يك ميليون براي هر كودك و يا طرح توزيع سهام عدالت خواهد بود يعني به روش زير اجرا خواهد شد:

اول هر خانوار بايد ثبت نام كرده و فرم پر كنه و ... بعد از دو سال ميگن خوب حالا هر خونوار 1 ميليون بريزه به حساب تا يه سند بهش بديم فقط اين سند 10 متر زمين خواهد بود و فعلا هم غير قابل استفاده و غير قابل مشاهده و لمس!!!!!! ولي با گذشت هر سال 5 متر به زمينتون اضافه ميشه و البته بايد ماهي 200 هزار تومن هم بريزين به حساب به اين ترتيب بعد از گذشت 198 سال اون خونواده صاحب 1000 متر زمين خواهد بود البته به شرطي كه خونواده مورد نظر هنوز زنده و پابرجا باشن و در اين 198 سال هيچوقت قسطاشونو دير نريخته باشن به حساب

قحط الرجال كه ميگن يعني همين؟

حتما اين خبر رو خوندين كه ذوالنور گفته راي به احمدي نژاد انتخاب بين افسد و فاسد بود!

http://aftabnews.ir/vdcaaon6i49nu01.k5k4.html

با خوندن اين اظهار نظر آدم ناخودآگاه از خودش مي پرسه يعني واقعا توي اين مملكت با جمعيت بالاي 70 ميليون نفر يك نفر آدم درست پيدا نميشه كه شوراي نگهبان 4 نفر فاسد و افسد و فتنه گر و اجنبي رو تاييد صلاحيت كرده و بقيه رو حذف؟ اگه بهتريناشون اينا بودن واي به حال بقيه پس؟!!!

يا اينكه اصولا شوراي نگهبان چيكارس تو اين مملكت؟ مگه نه اينكه وظيفش اينه كه با نظارت استصوابيش جلو كانديد شدن افراد فاسد رو بگيره؟ پس چجوريه كه هر كسي رو كه تاييد كرده براي انتخابات رئيس جمهوري، فاسد و فتنه گر و .. بوده؟