يارانه برق و ...

يكي از مسائلي كه اين روزها خيلي در موردش صحبت ميشه مسئله افزايش عجيب و غريبه مبلغ قبضهاي برقه كه ظاهرا هنوز هم آزادسازي يارانه ها نيست و فقط جريمه ايست كه به مصرف بيش از سقف مشخص شده تعلق گرفته بلايي كه يكبار هم سر خود من اومد:

http://komasoon.blogfa.com/post-29.aspx

همين موضوع باعث شده بود كه بعد از اون ماجرا ما خيلي دست به عصا مصرف كنيم. اما موردي كه در قبض اين دوره( مربوط به خرداد و تيرماه) نظر من رو به خودش جلب كرد موضوع قيمت واقعي و ميزان يارانه بود.

 در قبض من نوشته بود مبلغ قابل واريز 9.400 تومان قيمت واقعي 250.000 تومان و ميزان يارانه 241.000 تومان يعني دولت بزرگواري كرده و فقط يك بيست و پنجم قيمت واقعي برق رو از من مي گيره

از آنجا كه منظور از قيمت واقعي ميزان پولي است كه دولت خرج كرده تا برق مصرفي شما را به در خونتون برسونه پس معنيش اينه كه دولت براي توليد همين 3400 كيلو برق مصرفي ما 250.000 تومان خرج كرده

حالا بياين يك حساب دو دوتا چارتا بكينم و ببينيم با اين حساب بودجه هزينه شده يكسال وزارت نيرو براي توليد برق چقدره:

در ايران (حداقل) 70 ميليون نفري حداقل 20 ميليون خونوار داريم. با وجودي كه مصرف برق ما يك مصرف نسبتا كم هست
( با توجه به مبلغ واريزي 9400 كاملا ميشه به اين موضوع پي برد) ولي با اينهمه ما فرض مي كنيم متوسط مصرف هر خونوار براي يك دوره دو ماهه به گونه اي بوده كه قيمت تمام شده برقش 200.000 تومان براي دولت تموم شده باشه حالا 20ميليون رو در 200 هزار ضرب كينين نتيجه ميشه 4 هزار ميليارد تومان يا 4 ميليارد دلار با توجه به اينكه بخش صنعتي حدود 25 درصد و كشاورزي حدود 15 درصد كل برق توليدي رو مصرف مي كنن به اين نتيجه مي رسيم كه هزينه كل برق توليدي كشور براي يك دوره دو ماهه ميشه حدود شش و نيم ميليارد دلار و براي يكسال ميشه 78 ميليارد دلار كه رقم واقعا غير معقوليه چرا كه در همين سالهاي اخير كه قيمت نفت به بالاي 60دلار( بعضا بالاي 100 دلار) رسيده و اوج درآمد كشور ما در تمام تاريخمونه، بودجه كشور تازه چيزي بين 80 تا 90 ميليارد دلاره. حالا كدوم عقل سليمي قبول مي كنه كه از 90 ميليار دلار بودجه كشور 78 ميلياردش فقط صرف توليد برق ميشه؟!!!!!!!! تازه ما برق مصرفي در خيابانها، پاركها، معابر عمومي و ... كه ميزان كمي نيست رو هم حساب نكرديم

حالا فرض كنيم اين واقعيته و 78 ميليارد دلار يا 78 هزار ميليارد تومان در سال صرف توليد برق ميشه و دولت تنها يك بيست و پنجمش رو از ما مي گيره و بقيش يارانس خوب اگه قرار باشه يارانه قطع بشه پس دولت حدود 74 هزار ميليارد تومان فقط از محل قطع يارانه برق صرفه جويي خواهد كرد كه به ازاي هر ايراني ميشه بيش از 1 ميليون تومان و به ازاي هر ماه 88 هزار تومان كه باز هم تاكيد مي كنم اين فقط از محل قطع يارانه برقه ولي دولت مي خواد ماهي چقدر به ما بده ماهي 20 هزار تومان تازه همون رو هم داره زور مي زنه كه به همه نده!!!!

 

جنبه هم انصافا خوب چيزيه

بالاخره ماه رمضون تموم شد و سريالهاي ماه رمضون هم تموم شد و نوبت به تقدير و تشكر از دست اندركاران اين سريالهاي رسيد ( مطابق روالي كه باب شده و كار به محتوا و موفقيت سريال نداره و بلا استثنا هر سال تكرار ميشه) اما موضوعي كه روزهاي جمعه و شنبه براي من جالب بود اين بود كه هر شبكه اي كه برنامه اي رو ترتيب داده بود براي اين تقدير و تشكرها و دعوت كرده بود از بازيگران و عوامل با وجودي كه خيلي از بخصوص بازيگران در برنامه ها شركت نكرده بودند ( يعني شان خودشون رو بالاتر ازين ديده بودن) ولي خانم ليلا بلوكات رو در همه اين برنامه ها و همه شبكه ها ميشد ديد كه با همون نقش دست سومي كه در سريال جراحت داشت نشسته بود و داشت لوس بازي و شيرين زبوني مي كرد و ورد زبونش اين بود كه كاركتري كه بازي كردم از سن خودم بالاتر بود و شك داشتم كه قبول كنم و ... و بعد هم تعريف از خودش كه آره دوس داشتم نقش رو خوب در بيارم - همه تلاشمو كردم و فكر مي كنم خوب در اومد و بازخوردا نشون ميده كه خوب بوده و من تونستم نقش يه زن جا افتاده رو خوب در بيارم و ... انصافا من كه جور ديگه اي در مورد اين خانم فكر مي كردم و خيال مي كردم يك زن با ظرفيت و فهميده اي هست ولي از اين مصاحبه هاي اين چند روزه فهميدم كه اصلا هم ظرفيت نداره و براي يك نقش كم اهميت و فرعي اينقد ذوق زده شده كه از خودش چنان تعريف مي كنه كه فكر نمي كنم هيچيك از برندگان اسكار هم تا حالا اينقدر دچار ذوق زدگي و خودشيفتگي شده باشن!

راستشو بخواين پيش خودم به اين نتيجه رسيدم كه اين هم از اون هنرپيشه هاييه كه فقط بخاطر صورت زيباشون بازيگر شدن و لاغير

ملت بي تاريخ ملت بي هويت

اگه برنامه هاي صدا و سيما رو ببينين حتما تا حالا تبليغ شركت اويلا رو ديدين تبليغ در مورد زيتونه و مثلا داره زمان باستان رو نشون ميده ولي جالبه كه آدماي اين تبليغ همه با پوشش و سر و لباس رومي هاي باستانن!!!!

بله در يك تبليغ ايراني براي يك كالا داره از تاريخ روم باستان مايه گذاشته ميشه اينگار كه ما هم مثل خيلي از كشور هاي تازه تاسيس هيچ تاريخ و فرهنگ و گذشته اي از خودمون نداريم و بايد آويزون روم و يونان و چين و مصر بشيم!

البته در كشوري كه مسئولينش حكم به حذف بخشي از تاريخ( قبل از اسلام و علي الخصوص هخامنشيان) از كتاب تاريخ مي دهند. و وقتي يك كسي( رحيم مشايي) از كوروش و رستم و سياوش به عنوان اسطوره ها و نمادهاي ايران ياد مي كنه يكي از نمايندگانش( مطهري) بر مي آشوبه كه چرا اين حرف زده شده و نمادهاي ملت ايران رو حمزه و حر و علي اكبر و ... مي دونه ( البته پدر ايشون هم قبلا پدران ملت ايران رو خر ناميده بود)  خوب بايد هم اين ملت بي هويت بشه و بره دست به دامن بيگانه ها و تمدن و تاريخشون بشه

نون و ريحون و تقليد از هاليووووووود!

سريال نون و ريحون به ماسبت ماه رمضون از شبكه تهران و احيانا از كانالهاي استاني پخش ميشه

چيزي كه در مورد اين سريال جالبه گرته برداريش از فيلمها و سريالهاي امريكاييه :

يكي از شخصيتهاي اين فيلم اسمش مراده ( با بازي برزو ارجمند ) 1- مراد دچار مشكلي هست كه به خواستگاري هر دختري ميره اون دختر نصيب يكي ديگه ميشه  2- كار به جايي ميرسه كه عمش مياد دنبالش و ازش مي خواد برن خواستگاري دختري كه هيچ خواستگاري نداره تنها به اين دليل كه بختش باز بشه چون مراد معروف شده به كسي كه خواستگاري هر كي بره رد خور نداره كه خواستگار پيدا ميكنه 3- مراد عاشق يك دختريه ولي مي ترسه بره خواستگاريش چون ميدونه همين كه پا پيش بزاره كار تمومه و دختره نصيب يكي ديگه ميشه

اين شخصيت آدم رو به ياد شخصيت چارلي لوگان با بازي dane cook در فيلم good luck chuk در اين فيلم چارلي وقتي كه بچه بوده با دوستاش داشتن بازي بوس ميكرده يعني قرعه ميكشيدن و دختر پسرايي كه قرعه شون به هم ميخرده بايد با هم بوس و ... ولي چارلي دختري به پستش مي خوره كه ازش يه جورايي متنفره و كاري نمي كنه دختره هم نفرينش مي كنه كه تا آخر عمر با هر دختري كه معاشقه بكنه دختره با اولين مردي كه بعد از  اون مواجه بشه عروسي كنه جريان دقيقا همين جوري ميشه و 1- با هر دختري دوست ميشده به محض اينكه باهاش سك...س مي كرده اون دختر فوري ازدواج مي كرده 2- اونقد در مورد اين خصيصه معروف ميشه كه دخترايي كه دوس دارن شوهر گيرشون بياد براي سكس باهاش صف مي كشند 3 - چارلي عاشق دختري( با بازي جسيكا آلبا) ميشه و باهاشم دوست ميشه ولي از ترس اينكه از دستش بده هر بار يه جور از زير بار همخوابگي باهاش در ميره

جالبه كه در هر دو مورد هم دوستاشون ( مراد و چارلي) بهشون توصيه مي كنن كه قيد ازدواج رو بزنن و مراد مثلا براي اين خواستگاري رفتن و بخت دختراي مردم رو باز كردن پول بگيره و چارلي هم با اين موضوع كه دختراي زيادي براي همخوابگي باهاش صف كشيدن خوش باشه و لذتشو ببره كه البته چارلي همين كار رو مي كنه حداقل تا يه مدتي ( قبل از آشناييش با جسيكا آلبا)

اما مورد ديگه : در يكي از قسمتهايي كه اخيرا پخش شد خان عمو مي خواد پسرا رو از فكر دختراي مورد نظرشون در بياره پس مي برتشون پشت بوم و  اونجا مراد يه منقل اتيش روشن ميكنه و ازشون مي خواد كه همه مي خواد هر چيزي كه اونا رو ياد معشوقه هاشون ميندازه رو بندازن توي اتيش

اين قسمت هم آدم رو ياد يكي از قسمت هاي فصل يك سريال دوستان ( friends) ميندازه كه فكر ميكنم موضوعش شب ولنتاينه و چون دخترا از دوست پسراي قبليشون به تنگ اومدن دور هم جمع ميشن و يكيشون ميگه كه ما گرفتار چرخه دوست پسر بد وارد شديم يعني از يك دوست پسر بد به يك دوست پسر بد بعدي وارد ميشيم و براي شكستن اين دور بايد آتش روشن كنيم و هر يادگاري از دوست پسراي قبليمون داريم رو بريزيم توش تا اين چرخه بشكنه و با پسرايي كه با قابليت باشن آشنا بشيم