آشوبهای لندن

آشوباي انگليس رو حتما خبر دارين كه به اوج خشونت خودش رسيده البته خشونتي كه تا الان فقط از طرف آشوب طلبا اعمال شده و ساختمان هاي زيادي به آتش كشيده شدند و فروشگاههاي زيادي هم غارت و به شدت تخريب شدند پليس لندن هم تا اونجايي كه اخبار نشون ميداد و داد مردم انگليس هم در اومده بود عين ماست وايساده بودند و فقط نگاه مي كردند و جلوي آشوبگران رو نمي گرفتند اونوقت تصور كنين توي همچين وضعي وزارت خارجه ايران برداشته به دولت انگليس پيام داده كه از اعمال هرگونه خشونتي عليه معترضين بپرهيزه!

بابا لامصب اينا دارن شهر رو به آتيش مي كشن توي پارك آب بازي كه نمي كنن، وسط خيابون چاقو بدست آدم هم نمي كشن كه پليس وايسه نگاه كنه دارن شهر رو به آتش مي كشن اونوقت شما بياي توصيه كني از اعمال خشونت عليه اينا بپرهيزيد! تازه پليس هم كه كاري به كارشون نداره كم مونده بره كمكشون هم بكنه كه بنده خداها خسته نشن از اينهمه آتش افروزي و غارت

حالا بماند كه يك دهم هر كدوم از اين اتفاقا توي هر كشور ديكتاتوري اي كه اتفاق افتاده بود تا الان چند صد نفر كشته شده بودند و چند هزار نفر دستگير و ...

رواج خرفتي

راستش خيلي وقته به اين موضوع اعتقاد پيدا كردم كه در دعاي داريوش كبير براي ايران:

خداوند اين کشور را از دشمن،از خشکسالی،از دروغ محفوظ بدارد

جاي يك كلمه واقعا خاليه اونم بلاهت يا خرفتي آري خدايا اين كشور را از بلاهت بدور دار

بلاهت سرچشمه دروغ، خرافات، سنتها و رسم و رسوم مسخره، رواج شيادي و كلاه برداري، مفت خوري و كولي گرفتن يك طبقه خاص، بيسوادي، عقب ماندگي، فقر و ... است

يكي از عمده ترين دلايل فراگير تر شدن خرفتي در يك جامعه كوچ فراگير نخبگان و دانايان كشور به خارج است

متاسفانه مدتهاست كه فرار مغزها از اين كشور ادامه داشته و حتما خبر دارين كه در جديد ترين رنكينك جهاني براي آيكيو ايران باز هم چندين پله سقوط كرده و پايين تر از بسياري كشورها قرار گرفته كه واقعا تاسف آوره

و براستي چرا نخبه ها و مغزها از اين كشور نروند وقتي كه شايسته سالاري و ... تنها در حد شعارهاي تبليغاتي و يا برنامه هاي هيچوقت اجرا نشو وزرا قبل از گرفتن راي اعتماد است

چند وقت قبل در يك كنفرانس بين المللي شركت نموده بودم جواني كمتر از 35 ساله مقاله اي ارائه داده بود حقيقتا كم مايه و بيشتر گرفته شده از اينترنت ولي قبل از پرزنت مقاله خود شروع به پرزنت خود نموده و حدود 10 تا 12 عنوان مدير عاملي و ... به عنوان سوابق كاري براي خود بر شمرد

 تصور كنيد اين جوان بايد از روز تولد مدير عامل بوده باشد تا بتواند در همين مدت كم اينهمه مدير عامل جاهاي مختلف و بعضا نيازمند تخصص هاي گوناگون شده باشد و بديهي است كه اين فرد هيچگاه واقعا در هيچيك از اين جاها كار نكرده تا تجربه يا مهارتي كسب كرده باشد و تنها به دلايل سياسي يا فاميل بازي و يا باند بازي شده مدير عامل!

بحث مرتبط نبودن تخصص و مدرك دانشگاهي مسئولين و پستهاي رنگ و وارنگي كه مي گيرند كه ديگر بر كسي پوشيده نيست

اينها همه در حالي است كه افراد شايسته و كاربلد بايد يك عمر به عنوان يك كارمند ساده يا فردي در پايين ترين جايگاه كاري خدمت كنند و بيسوادي و بيعرضگي و ناشايستگي روسا و مديرانشان را تحمل كنند در حالي كه مي دانند در بسياري از كشورها ارج خواهند ديد و بر صدر خواهند نشست و البته حقوق خوب هم خواهند گرفت

با يك تحقيق ساده مي توان يافت بسياري از ايرانيها را كه در اروپا و امريكا رئيس دانشگاه، جزء مديران ارشد شركتهاي بزرگ بين المللي، رئيس بيمارستانهاي بسيار مشهور، مشاور در زمينه اي تخصصي براي سازمان ملل يا اتحاديه اروپا و يا ... هستند كه همين افراد اگر در ايران مانده بودند بايد يك عمر در كف يك سازمان حمالي مفت مي كردند و از بيسوادي رئيس و مديرشان رنج مي كشيدند و اي بسا كه از زور فشار عصبي سكته اي هم مي زدند و تمام

عجب روز بدي بود

عجب روز بدي بود

                    امروز

چه بي احساس بودي

 

 

مرا در بستر تنهايي و مرگ

مرا در باور بي كس شدن

مرا در سردي يك بهت

رها كردي

          رفتي!

 

 

گرفتي از دو چشم خيس غمگينم

دو چشم سربي سردت

زدي آخر به تابوتم تو ميخ آخرين را

 

 

منم اكنون تهي از حس بودن

تهي از شوق

تهي از گرمي احساس

رها چون روح سرگردان

نه مقصودي نه راهي

 نه منظوري براي زنده ماندن

 

 

بيا يك لحظه هم حتي شده بنشين

                                                   بر سر گورم

 دلم را در ته تابوت تنهايي ببين

و با دستان بي احساس خود در آخر كار

به عشق من بيفشان خاك نسيان را

فوتبال ايران

خدا را شكر خدا رو شكر كه اين مالديوي ها از نظر بدني كم آوردن و 20 د قيقه آخري تونستيم 3 تا گل ديگه هم بهشون بزنيم كه حداقل از كم گل ترين بردمون برابر اين تيم ( با 3 گل ) بيشتر زده باشيم و يك نتيجه آبرومندانه بگيريم

اما واقعا چه بر فوتبال ما رفته؟ كار به جايي رسيده كه وقتي گل دوم رو زديم و البته خيلي هم دير هنگام، گزارشگر فوتبال كه از طرز حرف زدنش پيداست كه اميدي نداره به اينكه اين تيم بتونه گل بيشتري بزنه با ذوق زدگي از گل دوم ميگه  با بردهاي اينچنيني اميد هست كه تماشاگران با فوتبال آشتي كنن و به استاديومها بيان!!!!!!! يكي نيست بگه آخه كدوم برد اينچنيني؟ برد 2 هيچ مالديو اونم در تهران از كي شد اينچنيني؟ مثل اينكه يك زماني 17 تا گل بهش مي زديم خير سرمون اونم اگه اشتباه نكنم در سوريه نه در ايران و اين عدد 17 جالبه چرا كه چند دقيقه بعد با ذوق زدگي بيشتر و البته به قصد ماله كشيدن بر بد بازي كردن و بد نتيجه گرفتن تيم، گزارشگر ميگه : 17 موقعيت گل داشتيم تا الان ( دقيقه 72 بازي) 17 گل كجا و 17 موقعيت گل كجا تفاوت از زمين تا آسمان است

بعضي مي گويند كه خوب فوتبال مالديو رشد كرده و نبايد انتظار 17 گل داشت درست است به نظر من هم اما چيزي كه در آن شكي نيست اين است كه فوتبال ما در همين دوراني كه فوتبال اكثر كشورها حتي همين مالديو در حال پيشرفت بود نه تنها پيشرفتي نكرده كه حتي پسرفت هم كرده اولين نشانه اش هم همين پايين آمدن توقع و سطح انتظار از فوتبال است تا آنجا كه گزارشگر عزيز برد 2 صفر در تهران مقابل مالديو را برد اينچنيني مي نامد