خدا را شكر خدا رو شكر كه اين مالديوي ها از نظر بدني كم آوردن و 20 د قيقه آخري تونستيم 3 تا گل ديگه هم بهشون بزنيم كه حداقل از كم گل ترين بردمون برابر اين تيم ( با 3 گل ) بيشتر زده باشيم و يك نتيجه آبرومندانه بگيريم

اما واقعا چه بر فوتبال ما رفته؟ كار به جايي رسيده كه وقتي گل دوم رو زديم و البته خيلي هم دير هنگام، گزارشگر فوتبال كه از طرز حرف زدنش پيداست كه اميدي نداره به اينكه اين تيم بتونه گل بيشتري بزنه با ذوق زدگي از گل دوم ميگه  با بردهاي اينچنيني اميد هست كه تماشاگران با فوتبال آشتي كنن و به استاديومها بيان!!!!!!! يكي نيست بگه آخه كدوم برد اينچنيني؟ برد 2 هيچ مالديو اونم در تهران از كي شد اينچنيني؟ مثل اينكه يك زماني 17 تا گل بهش مي زديم خير سرمون اونم اگه اشتباه نكنم در سوريه نه در ايران و اين عدد 17 جالبه چرا كه چند دقيقه بعد با ذوق زدگي بيشتر و البته به قصد ماله كشيدن بر بد بازي كردن و بد نتيجه گرفتن تيم، گزارشگر ميگه : 17 موقعيت گل داشتيم تا الان ( دقيقه 72 بازي) 17 گل كجا و 17 موقعيت گل كجا تفاوت از زمين تا آسمان است

بعضي مي گويند كه خوب فوتبال مالديو رشد كرده و نبايد انتظار 17 گل داشت درست است به نظر من هم اما چيزي كه در آن شكي نيست اين است كه فوتبال ما در همين دوراني كه فوتبال اكثر كشورها حتي همين مالديو در حال پيشرفت بود نه تنها پيشرفتي نكرده كه حتي پسرفت هم كرده اولين نشانه اش هم همين پايين آمدن توقع و سطح انتظار از فوتبال است تا آنجا كه گزارشگر عزيز برد 2 صفر در تهران مقابل مالديو را برد اينچنيني مي نامد