منتهايي كه بر سر ما مي گذارند
در ولايت ما ضرب المثلي دارند كه مي گويند فلاني هم عادت دارد قاشق خشك دهان ما بگذارد يعني دردي كه از ما دوا نمي كند هيچ منت هم بر سر ما مي گذارد
تقريبا از قبل از عيد 89 بود كه تب استخدام آموزش و پرورش همه را گرفت و تبليغات بسيار زيادي روي اين موضوع شد كه دولت قرار است استخدام خيلي بزرگي در آموزش پروش برگزار كند و ثبت نام افراد از ارديبهشت ماه صورت خواهد پذيرفت.
نزديكاي ارديبهشت اعلام شد كه آموزش پرورش از طريق برگزاري آزمون قصد رسمي كردن بيش از بيست هزار معلم حق التدريسي را دارد. با شروع ارديبهشت ماه بالاخره پرده تئاتر استخدام آموزش و پرورش بالا كشيده شد و صحنه مشخص شد: استخدام 40 هزار نفر نيرو- شروع ثبت نام از 12 ارديبهشت- مبلغ واريزي 5 هزار تومان و ثبت نام از طريق اينترنت
خوب هر عقل سالمي در برخورد با قضيه رسمي كردن بيش از 20 هزار نفر و استخدام 40 هزار نفر به صورت يكجا آنمهم در شرايطي كه سالها بود وعده رسمي شدن حق التدريسيها بدون عمل مي ماند و استخدام عمده اي هم صورت نمي گرفت يه جورايي دچار شك ميشد
تا ديشب 15/2/89 كه از صدا و سيما اعلام شد در قضيه استخدام 40 هزار نفر، اولويت با حق اتدريسيهاست (و اگر جاي خالي ماند نفرات جديد استخدام خواهند شد)و به اين ترتيب كل سناريو هويدا شد!
اين موضوع را در نظر بگيريد كه بيش از 60 هزار نفر به صورت حق الندريسي در آموزش و پرورش در حال تدريس هستند و با اين حساب كه اولويت با آنهاست ديگر جاي خالي اي نخواهد ماند!!! تنها برد با دولت بوده است كه از برنامه رسمي كردن حق التدريسها بوغي تبليغاتي براي خود ساخته است كه 1- حق ااتندريسيها بالاخره به آرزوي رسمي شدن مي رسند 2- دولت 40 هزار نفر را استخدام مي كند(درحالي كه عملا استخدامي وجود ندارد فقط افرادي كه حق التدريسي كار مي كنند رسمي مي شوند) به علاوه پول هنگفتي از مردم ( 5 هزار تومان هزينه ثبت نام هر نفر)براي دولت جمع شده است.
خوب اگر دولت اولويت استخدام را به حق التدريسي ها داده است پس ديگر اين بازيها چيست اول مي رفت آنها را استخدام مي كرد بعد اگر جاي خالي مي ماند مي آمد اعلام استخدام مي كرد و ملت را به دردسر مي انداخت
ظاهرا دولت استاد تردستي است و عادت دارد در كلاه مردم با سر و صداي بسيار زياد چيزي وارد كند و بعد در سكوت كامل چيزي ديگر كه اصلا انتظارش را نداشته اند را بيرون آورد
چند نمونه ديگر از اين سياست را در ذيل بخوانيد:
1- قبل از عيد قضيه عيدي كارمندان مطرح بود و اتفاقا در همين آموزش و پرورش، دولت با بالاترين حجم تبليغات اعلام كرد كه به دانشجويان دبيري كه تعهد داده اند نيز عيدي تعلق خواهد گرفت ولي نهايتا در حساب اين افراد چيزي واريز نمي شود و وقتي پيگيري مي كنند خيلي راحت به آنها گفته مي شود كه طبق تصميم دولت عيدي به آنها تعلق نمي گيرد به اين دليل كه آنها كارمند حساب نمي شوند و هنوز دانشجو هستند. در يك سكوت خبري مطلق و تنها منتي خشك و خالي بر سر انها گذاشته بوده اند!
2- حتما به ياد داريد كه سال پيش موقع انتخابات دولت به چه تكاپويي براي راي جمع كردن افتاده بود و با چه حجم بالايي از تبليغ حقوق بازنشسته ها رو افزايش داد و بعد از اينكه نيازش برطرف شد حقوقها را تا جا داشت پايين آورد(البته بدون اينكه هيچ جايي به صورت رسمي اعلام شود). در مورد ماليات حقوق كارمندان هم به همين ترتيب عمل شد معافيت مالياتي از 233 هزارتومان( اگر اشتباه نكنم) به 416 هزار تومان ارتقا يافت در يك تبليغ خيلي شديد به نفع دولت اما بعد از پايان يافتن قضايا و بدون اينكه جايي اعلام شود آرام آرام مبلغ مزبور پايين و پايينتر آمد. اگر متوجه نشده ايد بايد به فيش حقوقيتان و مالياتي كه از شما كسر مي شود يك نگاه دقيقتري بيندازيد!
۳- در مورد همین انتخابات که بار منت کم نبود. یکی از عمده ترینهاش شاید هم راه آهن شیراز- اصفهان بود که آقا افتتاح کرد و یک عده ای را سوار قطار کردن و چند کیلومتر اونورتر با اتوبوس برشون گردوندن شیراز و حالا ما موندیم و ریلهایی که همین طور ول شدن توی بیابون به امون خدا بدون اینکه کوچکترین دردی از مردم دوا کنند و انبوه سرمایه ملی که برای این برنامه تبلیغی به دور ریخته شد و آیا تا حالا از هیچ دستگاه رسمی این قضیه عنوان شده؟ مسلما نه
۴- بر داشتن يارانه ها هم كه ديگر ماجرايي است كه با قيل و قالي كه مجلس و دولت به راه انداخته اند( بر سر تصاحب پولي كه از اين راه ذخيره مي شود) توجه مردم را از اصل قضيه دور نگه داشته اند در حالي كه بدون اعلام رسمي حذف يارانه ها وبدون اينكه هنوز ساز و كاري تصويب شده باشد و يا يارانه نقدي به كسي پرداخت شده باشد، نرخ بسياري از اقلام در حال افزايش است: من در جنوب كشور مشغول به كار هستم و امسال بعد از پايان يافتن تعطيلات عيد وقتي كه به منزل مراجعه كردم با قبض برق 43000 توماني مواجه شدم كه براي مصرف 1125 كيلو غير طبيعي مي نمود بعد از مراجعه به اداره برق، كارمند مزبور اعلام نمود كه سقف مصرف مجاز را دولت محترم زحمت كشيده و از 1200 كيلو (البته براي 3 فاز) به 800 كيلو تقليل داده اند و هر كس بيش از اين مصرف كند بسته به اضافه مصرف جريمه مي شود به صورتي كه هزينه برق من 17000 و جريمه ام 26000 هزار تومان شده بود. البته خوب طبيعي است كه دولت فهيم!!! ما هيچ دليل نديده بود كه از قبل اين كاهش سقف آنهم در اين حجم (50 درصد) را به اطلاع ملت برساند كه يك خاكي توي سرشان بريزند. همان روز من يك پيرمرد فقيري را هم در همان اداره سرگردان ديدم كه بدبختي از سر و رويش مي باريد ولي بيچاره قبض برق 75000 توماني برايش آمده بود كه البته بيش از 50 هزار تومان آن جريمه بود و بيچاره نمي دانست با اين قبض چكار بكند. از كارمند كه پرسيدم با اين نرخها مردم بدبخت بايد چكار كنند؟ با خوش خيالي گفت: اين فقط مربوط به همين ماه بهمن و اسفنده چون سقف مصرف 800 كيلو براي زمستونه و سقف مصرف بهار و تابستون 6000 كيلو خواهد بود و مشكلي براي روشن نگه داشتن كولرها نخواهد بود و من در دلم گفتم اي بيچاره كي باشد كه بخشنامه اش (خيلي يواشكي البته) برايتان بيايد كه سقف مصرف تابستان را 2000 حساب كنيد!!! البته من بعد از حساب و كتاب ديدم كه در صورت پرداخت 43000 تومان پول برق تا آخر ماه بايد به قرض كردن بيفتم همين بود كه قيد پرداختش را زدم
به اين موضع بيافزاييد گران شدن قيمت شير یارانه اي از 250 به 300 تومان را كه از هيچ مجراي دولتي و رسمي نيز اعلام نشد و تنها پس از اينكه اعتراضات بالا گرفت اعلام شد كه اين افزايش قيمت ربطي به حذف يارانه ها ندارد و تنها در جهت افزايش ميزان عرضه بوده است! يعني خدا به خير بياورد وقتي بخواهند يارانه را واقعا حذف كنند!!!
كسي نيست بپرسد آخر مگر شما يارانه نقدي به مردم داده ايد كه كالاهاي تا ديروز يارانه اي را امروز به اين ترتيب و بدون يارانه و با احتساب جريمه به مردم بدبخت مي اندازيد؟