رنگ من
من سايه اي از خستگي يك انسانم
پر ابهام
پر ترديد
پر اكسير نبايدها، بايدها
رنگ من
رنگ دلمردگي روح زمين
و چشمانم ته گودال تحير چال است
ريشه هايم در افيوني است
كه نامش شايد
تنبلي
بي خيالي
يا مرضي روحي است
قدم از ديوار گلي کوچه باغي كه به باران عادت دارد كوتاه تر است
و دلم در ته تابوت زمان
مي پوسد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:59 توسط علی شماعی زاده
|