به همت دوستان موفق شدم كتاب 1984 جورج اورول رو بخونم
راستش بعد از خوندن اين كتاب آدم ناخودآگاه به خودش ميگه بازم خدا رو هزار هزار مرتبه شكر كه افسار دنيا دست سرمايه دارا و بازرگاناي بزرگه نه دست ايدئولوگهاي ديوونه كه خودشون كه نمي دونن، نمي تونن و نه حتي دلشون مي خواد بدونن كه چطور ميشه خوب زندگي كرد و از زندگي لذت برد كه هيچ نمي خوان و نمي زارن بقيه هم از زندگيشون لذت ببرن
در واقع اينگار از بچگي يه چيزي توي ذهنشون تزريق ميشه كه بعد از اون ديگه اگه شادي و خوشحالي و خوشبختي كسي رو ببينن اينگار دست گذاشتن بيخ گلوشون اونوقته كه همه كار مي كنن كه خوشي رو از ملت ببرن، زيبايي رو به هزار بهونه مسخره ممنوع اعلام كنن، توي همه زمينه ها نظرشون رو تحميل كنن، به همه چيز جامعه كار داشته باشن، گردهمايي هاي مردمي و خصوصي رو اجازه تشكيل ندن و يا براي خصوصي ترين گروههاي مردمي هم قانون بتراشن و تحميل كنن و ...
جالب ترين چيز در مورد اين افراد اينه كه معمولا افرادي بيسواد، احمق و داراي ضريب هوشي پايين هستن و به همين دليل هم سعي مي كنن كه بي سوادي، حماقت، خرافه و بي كفايتي رو بر جامعه مستولي كنن تا بي سوادي و بي كفاتي خودشون رو بپوشونن و جالبتر اينكه همين افراد احمق و بي سواد هميشه مدعي هستند كه چون بيشتر از شما مي فهمند پس صلاح جامعه رو اونا بايد تشخيص بدن و شما مثل گوسفند بايد اطاعت كنين چون نمي فهمين!!!!!