<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بی خودیها شاید گاهی</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com</link>
<description>نشخوارهای گاه و بیگاه یک ذهن مغشوش</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 22 Jun 2012 19:30:32 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>هنر یا بی هنری؟</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/80</link>
<description>هر کی از خونه باباش قهر می کنه میره خواننده میشه یا کی به این یارو گفته بخونه؟ اینها جملاتی هستند که این روزها زیاد بکار می بریم واقعا در زمانه ای زندگی می کنیم که هر ننه قمری را میکروفون به دست و در حال خواندن می بینیم. با صداهایی که با وجود صد نوع کاری که با دستگاههای جدید بر روی آنها شده باز هم گوشخراش و روح آزار هستند. اشعار که بماند اکثرا یا کپی شده هستند یا به شدت بی مزه و بی معنی از این تازه کار های هنر خراب کن که بگذریم از افراد با گذشته و دارای</description>
<pubDate>Fri, 22 Jun 2012 19:30:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
<item>
<title>سووشون یا هری پاتر مسئله اینست؟!!!!!</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/79</link>
<description>چند روز پیش تب خرید کتاب گرفته بودم یعنی راستش یه دفه اومد توی ذهنم که ما به عنوان یه ایرانی این دین رو به بزرگان معاصر ( چه زنده و چه فوت کرده)فرهنگ و ادبمون داریم که از هر کدومشون حداقل یه کتاب توی خونمون داشته باشیم. این حداقل کاریه که میتونیم بکنیم. به یکی ازر کتابفروشی های بزرگ و معتبر شهر رفتم اول خودم رفتم بخش کتابهای فرهنگی و ادبی ولی هیچکدام از چیزهایی که مد نظرم بود رو پیدا نکردم برگشتم اومدم سمت صندوق یه خانومی نشسته بود پرسیدم: - ببخشین کتاب</description>
<pubDate>Wed, 06 Jun 2012 16:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/79</guid>
</item>
<item>
<title>روزهای خمیازه</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/78</link>
<description>ای صبح نورسیده سلامت نمی کنم با من هزار بار غریبه تر از شب هجرانی ای آفتاب خواب زده ای کاش سر از خواب بر نمی داشتی ای بی محل خروس بد صدا خفه باش در این روزها که بستر من از بوی یاس تهی است در این شبهای تار که اسم روز را یدک می کشند بیهوده در این خمیازه های پیگیر در این.... در کوچه باد می آید و خط افق در بارش غبار مدفون است و خورشید به رنگ مهتاب بیمارگونه دمیده است امروز و خمیازه های پیاپی امان مرا بریده است صبحی چنین دلگیر آیا کسی دیدست؟ تو رفته ای من بی</description>
<pubDate>Sat, 26 May 2012 20:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/78</guid>
</item>
<item>
<title>آشوبهای لندن </title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/77</link>
<description>آشوباي انگليس رو حتما خبر دارين كه به اوج خشونت خودش رسيده البته خشونتي كه تا الان فقط از طرف آشوب طلبا اعمال شده و ساختمان هاي زيادي به آتش كشيده شدند و فروشگاههاي زيادي هم غارت و به شدت تخريب شدند پليس لندن هم تا اونجايي كه اخبار نشون ميداد و داد مردم انگليس هم در اومده بود عين ماست وايساده بودند و فقط نگاه مي كردند و جلوي آشوبگران رو نمي گرفتند اونوقت تصور كنين توي همچين وضعي وزارت خارجه ايران برداشته به دولت انگليس پيام داده كه از اعمال هرگونه خشونتي</description>
<pubDate>Wed, 10 Aug 2011 05:43:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/77</guid>
</item>
<item>
<title>رواج خرفتي</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/76</link>
<description>راستش خيلي وقته به اين موضوع اعتقاد پيدا كردم كه در دعاي داريوش كبير براي ايران: “ خداوند اين کشور را از دشمن،از خشکسالی،از دروغ محفوظ بدارد ” جاي يك كلمه واقعا خاليه اونم بلاهت يا خرفتي آري خدايا اين كشور را از بلاهت بدور دار بلاهت سرچشمه دروغ، خرافات، سنتها و رسم و رسوم مسخره، رواج شيادي و كلاه برداري، مفت خوري و كولي گرفتن يك طبقه خاص، بيسوادي، عقب ماندگي، فقر و ... است يكي از عمده ترين دلايل فراگير تر شدن خرفتي در يك جامعه كوچ فراگير نخبگان و دانايان</description>
<pubDate>Thu, 04 Aug 2011 06:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/76</guid>
</item>
<item>
<title>عجب روز بدي بود</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/75</link>
<description>عجب روز بدي بود امروز چه بي احساس بودي مرا در بستر تنهايي و مرگ مرا در باور بي كس شدن مرا در سردي يك بهت رها كردي رفتي! گرفتي از دو چشم خيس غمگينم دو چشم سربي سردت زدي آخر به تابوتم تو ميخ آخرين را منم اكنون تهي از حس بودن تهي از شوق تهي از گرمي احساس رها چون روح سرگردان نه مقصودي نه راهي نه منظوري براي زنده ماندن بيا يك لحظه هم حتي شده بنشين بر سر گورم دلم را در ته تابوت تنهايي ببين و با دستان بي احساس خود در آخر كار به عشق من بيفشان خاك نسيان را</description>
<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 13:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/75</guid>
</item>
<item>
<title>فوتبال ايران</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/74</link>
<description>خدا را شكر خدا رو شكر كه اين مالديوي ها از نظر بدني كم آوردن و 20 د قيقه آخري تونستيم 3 تا گل ديگه هم بهشون بزنيم كه حداقل از كم گل ترين بردمون برابر اين تيم ( با 3 گل ) بيشتر زده باشيم و يك نتيجه آبرومندانه بگيريم اما واقعا چه بر فوتبال ما رفته؟ كار به جايي رسيده كه وقتي گل دوم رو زديم و البته خيلي هم دير هنگام، گزارشگر فوتبال كه از طرز حرف زدنش پيداست كه اميدي نداره به اينكه اين تيم بتونه گل بيشتري بزنه با ذوق زدگي از گل دوم ميگه با بردهاي اينچنيني اميد</description>
<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 04:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/74</guid>
</item>
<item>
<title>چرخه حماقت</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/73</link>
<description>مطئنا تاكنون نامه هايي به دستتون رسيده كه با جملاتي مثل اين شروع ميشه:&quot; اين نامه براي خوش شانسي شمافرستاده شده است &quot; و اگر ظرف مدت فلان مقدار زمان از اين نامه تكثير كنين و در اختيار ديگران قرار بدين خبر خوشي به شما خواهد رسيد و يا پول كلاني به شما خواهد رسيد ولي اگر اين چرخه را بشكنيد و نامه را تكثير و ارسال نكنيد بلايي به سر خود و يا خانواده تان خواهد آمد. بعد هم چند اسم را براي شما ذكر مي كنند كه با ارسال نامه پول كلان بدستشان رسيده و عده اي ديگر را نام</description>
<pubDate>Tue, 19 Jul 2011 04:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/73</guid>
</item>
<item>
<title>فاصله بي پايان</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/72</link>
<description>بين ما ديواري است به بلندي گويي رفته تا عرش بلند چشم در چشم هميم دستهامان از هم اما به اندازه يك دنيا دور فاصله ها را از سر راه مي شود گاهي برداشت فاصله بين من و تو بي پايان است اما</description>
<pubDate>Sat, 16 Jul 2011 13:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/72</guid>
</item>
<item>
<title>ديو بي احساسي</title>
<link>https://komasoon.blogfa.com/post/71</link>
<description>وقتي ميان قاب خاطره گم شد تصوير سالهاي دور وقتي نشست گرد زمان بر پيكر تمامي باورها وقتي كه عشق بار سفر به منزل نسيان كشيد من ماندم و هزار سال بي كسي من ماندم و دردي که ماند بر دل از من گريختي اكنون منم كه گريزانم از خودم ديوي كه در دلم آزاد كردي هر لحظه با هزار حس غريب آزرده كرد روح مرا من سالهاست كه به بي برگي انديشه و به تنهایي دستان خودم باور دارم مرده در من گويي احساس مثل اين است كه سرچشمه گل آلود است بر سر شاخه شعرم روزگاریست نمي رويد جز خار شعر من</description>
<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 12:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>komasoon</dc:creator>
<guid>komasoon.blogfa.com/post/71</guid>
</item>
</channel>
</rss>
